تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

محمد بن حنفية و نسب و برخى از اخبار او

امير المومنين عليه السلام روز جنگ جمل رايت خويش را به پسرش محمد عليهما السلام سپرد و صفها آراسته بود ، و به محمد فرمان حمله و پيشروى داد . محمد اندكى درنگ كرد . على دوباره فرمان حمله داد . محمد گفت : اى امير المومنين مگر اين تيرها را نمى بينيد كه همچون قطرات باران از هر سو فرو مى بارد على عليه السلام به سينه محمد زد و فرمود : رگه ترسى از مادرت به تو رسيده است ، و رايت را خود بدست گرفت و آن را به اهتزاز درآورد و چنين فرمود : « با آن ضربه بزن همچون ضربه زدن پدرت تا ستوده شوى . در جنگ چون آتش آن افروخته نشود خيرى نيست و بايد با شمشير مشرفى و نيزهء استوار كار كرد . » آنگاه على عليه السلام حمله كرد و مردم از پى او حمله بردند و لشكر بصره را در هم كوبيد . به محمد بن حنفيه گفته شد : چرا پدرت در جنگ ترا به جنگ كردن وا مى دارد و حسين و حسن ( ع ) را به جنگ وا نمى دارد گفت : آن دو چشمهاى اويند و من دست راست اويم ، طبيعى است كه او با دست خود چشمهاى خويش را حفظ كند . و على عليه السلام پسر خويش محمد را همواره در موارد خطرناك جنگ جلو مى انداخت و حال آنكه حسن و حسين ( ع ) را از اين كار باز مى داشت و در جنگ صفين مى فرمود : اين دو جوانمرد را حفظ كنيد كه بيم دارم با كشته شدن آن دو نسل رسول خدا ( ص ) قطع شود . مادر محمد بن حنفيه ( رض ) خولة دختر جعفر بن قيس بن مسلمة بن عبيد بن ثعلبة بن يربوع بن ثعلبة بن الدول بن حنفية بن لجيم بن صعب بن على بن بكر بن وائل است . دربارهء چگونگى احوال او اختلاف است . قومى گفته‌اند : او از اسيران كسانى است كه پس از رحلت پيامبر ( ص ) از دين برگشتند و خويشاوندانش به روزگار ابو بكر مانند بسيارى از اعراب از پرداخت زكات خوددارى كردند . بنى حنيفه به پيامبرى مسيلمه گرويدند و به دست خالد بن وليد كشته شدند و ابو بكر خولة را به عنوان بخشى از غنايم كه سهم على ( ع ) مى شد به او تسليم كرد . گروهى ديگر كه ابو الحسن على بن محمد بن سيف مدائنى هم از ايشان است
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 115 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى