وإيراني بوده است وپهلوى « 1 » كه زبان رسمي إيران بوده است مىخواندهاند وپس از اسلام خواستهاند كه آن را به زبان عربى كه جانشين زبان سريانى شده ومانند زبان لاتين براي اروپا زبان علمي مسلمانان گشته بود درآورند .
چندين دانشمند در اين روزگار بدين كار دست يازيدند وگويا بتوان گفت كه ترجمه وتاليفى كه ابن مقفع وابن بهريز از آن كردهاند از كهنترين اثر در اين دانش خواهد بود .
نگارندهء اين ديباچه از روزى كه به ترجمهء ابن مقفع آشنا گشتم وبه ستايشى كه صاعد اندلسى از آن كرده است برخوردم شيفتهء آن شدم وهماره مىخواستم كه اين متن را نشر كنم . اينك كه چهار نسخه از اين منطق به دستم رسيد وديگر نتوانستم نسخهء ديگرى بيابم آن را از روى همان چهار نسخه آماده كردهام . دانشمندان اروپا وآمريكا تنها از نسخهء بيروت ودانشمندان كنونى إيران در آغاز تنها از نسخهء آستانهء مشهد طوس آگاهى داشتهاند من هم تصوير هر دو را به كتابخانه مركزى دانشگاه آورده ودر فهرست فيلمها ( 1 : 390 ) از آنها ياد كردهام . پس از اين در فهرست آصفيه به عنوان « ثلث رسائل منطق أرسطاطاليس » از « محمد بن عبد اللّه المقفع » برخوردم وعكس آن با لطف خاص دوست دانشمندم آقاى دكتر فتح اللّه مجتبايى بدستم رسيده سپس دوست دانشمندم آقاى دكتر مهدى محقق عكس مجموعهء همدان را كه در آن منطق ابن زرعه واين منطق است خريده ودر اختيار من گذارده است . در فهرست همدان در هر دو چاپ يادى از اين كتاب نيست واز نگريستن به عكس دريافتم كه اين يكى هم در آن هست .
از أستاذ دانشمند بزرگوار آية اللّه آخوند ملا على همداني بايد ستايش كنم كه اين نسخهء گرانبها را در مدرسهء غرب همدان گذارده است وبه دست
هامش
( 1 ) ابن نديم ص 16 .