هذا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ »
« 1 »
.
« 2 »
2 - در روايت ابوالجارود از امام باقر عليه السلام دربارهء آيهء :
« لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ »
« 3 » آمده است كه مىفرمود : « آنها نمىدانستند كه ( مىگفتند ) آيا تو يوسفى ؟ ولى جبرئيل نزد او آمده و او را از ماجرا خبر داده بود . » . « 4 »
3 - در روايت ابوالجارود از امام باقر عليه السلام راجع به قول خداى تعالى :
« وَ جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ »
« 5 » آمده است ، فرمود : « آنها بزغالهاى را روى پيراهن يوسف ذبح كردند » . « 6 »
4 - در روايت ابوالجارود از امام باقر عليه السلام دربارهء آيهء
« ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الْآياتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ »
« 7 » منظور از آيات و نشانهها شهادت آن كودك و پيراهنى بود كه از پشت پاره شده بود و پيشى گرفتن آن دو را به طرف در به طورى كه صداى درگير شدن زليخا و يوسف را پشت در شنيدند و چون يوسف فرمان زليخا را نبرد همچنان نزد شوهرش چرب زبانى كرد تا او ( يوسف ) را زندانى نمود . » . « 8 »
هامش
( 1 ) - يوسف / 15 : « هنگامى كه يوسف را با خود بردند به اتّفاق آراء تصميم گرفتند او را در مخفيگاه چاه قرار دهند ، ما به او ( يوسف ) وحى كرديم ( كه روزى مىرسد ) كه آنها را از همهء اين نقشههاى شوم آگاه خواهى ساخت در حالى كه آنها تو را نشناسند .
( 2 ) - تفسير قمى : 1 / 339 .
( 3 ) - يوسف / 15 .
( 4 ) - تفسير قمى : 1 / 340 .
( 5 ) - يوسف / 18 : پيراهن او ( يوسف ) را با خونى دروغين ( آغشته كرده ) آوردند .
( 6 ) - تفسير قمى : 1 / 341 .
( 7 ) - يوسف / 35 : بعد از آن كه آنها آيات و نشانههاى ( پاكى يوسف ) را ديدند تصميم گرفتند كه او را تا مدّتى زندانى كنند !
( 8 ) - تفسير قمى : 1 / 344 .