تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
توضيح اين كه اوّلى پيش از اين كه خمر حرام شود شراب خورد و شروع كرد به شعر گفتن و بر كشته‌هاى مشركين جنگ بدر مىگريست ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيد ، گفت : خدايا ! زبان او را بند آور ! پس زبانش بند آمد و نتوانست حرف بزند تا مستى از سرش پريد و خداوند پس از آن تحريم آن را نازل كرد ، و روزى كه خمر در مدينه حرام شد ، آب و عصارهء خرماى خشك و تازه بود . چون تحريم خمر نازل شد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمد و در مسجد نشست و ظرفهاى مس ايشان را كه شراب در آنها مىساختند طلبيد همه را واژگون ساخت سپس فرمود : اينها همه شراب است و خداوند اينها را حرام كرده و بيشترين چيزى را كه آن روز از نوشيدنىها ريخت آب خرما بود ، تصّور نمىكنم كه آن روز از آب انگور چيزى ريخته باشند جز يك ظرف كه گويا داخل آن كشمش و خرماى تازه با هم بود و اما از عصارهء انگور آن روز در مدينه چيزى نه كم و نه زياد و نه فروش و خريد و استفاده از آن نبود . » . « 1 » 6 - از حنّان بن سدير به نقل از پدرش از قول امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « صفيّه ( عمّه پيامبر ) دختر عبدالمطّلب پسرش از دنيا رفت ، داشت مىآمد ، دومى به وى گفت : گوشواره‌ات ( يعنى فرزندت كه زينت تو بود ) دفن شد ! چرا كه خويشاوندى رسول خدا سودى به حال تو نداشت ! صفيّه گفت : اى پسر زن بدبو بغل ! آيا تو گوشواره‌اى از من ديده
هامش
( 1 ) - تفسير قمى : 1 / 180 .