بودى ؟ سپس خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد و جريان را به اطّلاع رساند و گريست . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اعلام عمومى كردند ، همهء مردم جمع شدند . فرمود : چه وضعى دارند آن افرادى كه معتقدند خويشاوندى من بى فايده است ؟ ! اگر من به مقام محمود تقرب يافته باشم نيازمندترين شما را شفاعت مىكنم ، آن روز كسى از پدر و مادرش نمىپرسد مگر اين كه او را آگاه مىسازم !
مردى پس از شنيدن سخنان پيامبر ، از جا بلند شد و گفت : يا رسولاللَّه ! پدر من كيست ؟ فرمود : پدر تو كسى است كه به او نسبت دارى . نفر دوم بلند شد ! پيامبر به او فرمود : به خدا پناه مىبرم از خشم خدا و پيامبرش ، خدا از تو بگذرد ، از من بگذر ! پس اين آيه را خداوند نازل كرد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ
. . .
ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ »
« 1 »
.
« 2 »
7 - امّا قول خداى تعالى :
« يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ »
« 3 » از علاءبن علا به يك واسطه از امام باقر عليه السلام نقل كرده است ، فرمود : « دربارهء اوصياى ( پيامبر ) تان روز قيامت خداى تعالى مىپرسد ، چه جواب مىدهيد ؟ مىگويند : ما نمىدانيم پس از بازگشتشان چه كردند ! » . « 4 »
هامش
( 1 ) - مائده / 101 و 102 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد از امورى كه افشاى آنها باعث ناراحتى و درد سر شما مىشود پرسش نكنيد . . . سپس به مخالفت و عصيان برخاستند .
( 2 ) - تفسير قمى : 1 / 188 .
( 3 ) - مائده / 109 : خداوند پيامبران را ( در روز قيامت ) جمع مىكند از آنها دربارهء رسالت ( يا اوصيا ) مىپرسد و مىگويد : مردم در برابر دعوت شما چه پاسخ دادند ؟
( 4 ) - تفسير قمى : 1 / 190 .