هرگز گمراه نخواهيد شد .
امام باقر عليه السلام فرمود : « پسر ذرّ ! بنابراين وقتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ملاقات كردى ، بفرمايد : دربارهء دو امانت من چه كردى ، در جواب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چه مىگويى ؟ » .
ثوير مىگويد : ابن ذرّ با شنيدن سخنان امام عليه السلام گريست به حدى كه اشكهايش بر محاسنش جارى شد ، سپس گفت : اما امانت بزرگتر را ما درهم پيچيديم و امّا امانت كوچكتر را به قتل رسانديم !
پس امام باقر عليه السلام فرمود : « در اين صورت آن را باور دارى . نه به خدا سوگند روز قيامت قدم از قدم برداشته نمىشود مگر از سه چيز بپرسند :
از عمر آدمى كه در چه راهى فانى كرده است و از ثروت شخصى كه از كجا به دست آورده و در كجا هزينه كرده است . و از محبّت ما اهل بيت » .
راوى مىگويد : آنها پس از شنيدن سخنان امام عليه السلام از جا بلند شدند و رفتند . پس امام باقر عليه السلام به غلامش فرمود : « به دنبال آنها برو ، ببين چه مىگويند ! »
غلام رفت و سپس برگشت و گفت : فدايت شوم ! من از آنها شنيدم كه به ابن ذرّ مىگفتند : براى همين ما به همراه تو آمديم ؟ گفت : واى بر شما ساكت باشيد ! ببينيد من چه مىگويم : براستى مردى كه معتقد است كه خداوند از ولايت او از ما مىپرسد ، چگونه از چنين مردى كه حدّ و اندازهء يك سفره و يك كوزه را مىداند از او چيزى بپرسيم ؟ ! . « 1 »
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 191 و 192 .