مكيدن كندر و دامنكشان بود . حجّاج ( خونريز ) او را طلبيد و گفت :
ابوتراب ( على عليه السلام ) را لعن كن و دستور داد دستها و پاهاى او را بريدند و كشتند . امّا سعيدبن مسيّب نجات يافت و ابوخالد كابلى به مكه فرار كرد و خود را پنهان ساخت و خلاص شد . و اما عامربن واثله كسى را در دستگاه عبدالملكبن مروان داشت كه مانع از كشتن او شد . و امّا جابربن عبداللَّه انصارى مردى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود از اين رو متعرّض او نشد و او پيرمرد سالخورده بود . اما ابوحمزهء ثمالى تا روزگار ابوالحسن موسىبن جعفر عليهما السلام ماند . » . « 1 »
مختاربن ابىعبيد
1 - كشى از سدير به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « مختار را دشنام ندهيد زيرا كه او قاتلان ما را كشت و خونخواهى ما را كرد و بيوهزنان ما را همسردار كرد و در وقت تنگدستى مالى را بين ما تقسيم كرد » . « 2 »
2 - از عبداللَّهبن شريك نقل كرده است ، مىگويد : در روز عيد قربان خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم ، در حالى كه او تكيه داده بود و به دنبال سلمانى فرستاده بود ، در حضور آن حضرت نشستم ناگهان پيرمردى از مردم كوفه بر آن حضرت وارد شد ، رفت دست آن حضرت را ببوسد مانع شد سپس پرسيد : « تو كيستى ؟ » گفت : من ابومحمّد حكمبن مختاربن ابوعبيدهء ثقفى هستم و از امام باقر عليه السلام فاصلهاى داشت ، پس دست خود
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 113 .
( 2 ) - همان : ص 115 .