بيتالمقدّس بيرون شد ، مردم خدمت حزقيل پيامبر عليه السلام جمع شدند و به وى شكايت بردند ، فرمود : من امشب با پروردگارم مناجات مىكنم و او مناجات كرد ، پس به وى وحى شد : من كفايت كردم و آنها به راه خود رفتند . و خداوند به فرشتهء ( مُوَكّل ) برهوا وحى كرد كه نفسهاى آنها را بازدار ! پس همهء آنها مردند و حزقيل عليه السلام چون صبح شد به قوم خودش خبر داد و آنها رفتند ، ديدند كه آنان مردهاند » . « 1 »
روايات امام عليه السلام دربارهء اصحاب اخدود
1 - برقى از جابر جعفى به نقل از ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام آورده است كه فرمود : « خداوند پيامبر سياهپوستى را به قوم خودش مبعوث كرد ، با آنها پيكار كرد پس ياران او كشته و اسير شدند و براى ايشان شيارهايى از آتش فراهم كردند سپس فرياد زدند : هر كس از اهل ملت ماست فاصله بگيرد ! و هر كه از پيروان آيين اين پيامبر است بايد درون اين آتش برود ! پس آنها داخل آتش مىرفتند تا اين كه زنى به همراه پسر بچهء خردسالش آمد و از آتش ترسيد ، پس پسربچه به او گفت : داخل آتش برو ! آن زن نيز درون آتش رفت . اينان اصحاب اخدود مىباشند . » . « 2 »
2 - راوندى از معروف بن خرّبوذ نقل كرده است ، مىگويد : امام باقر عليه السلام فرمود : « پدرم علىّبن حسين عليهما السلام از قول جابربن عبداللَّه نقل كرد و گفت : من از سلمان فارسى قدس سره شنيدم ، نقل كرد كه بين پادشاهان فارس پادشاهى بود به نام روذين ، ستمگرى لجوج و سركش بود . چون فساد او
هامش
( 1 ) - قصص انبياء : ص 241 .
( 2 ) - محاسن : ص 249 .