نكردند و گروه اول گفتند :
« لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِيداً ؟ قالُوا مَعْذِرَةً إِلى رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ »
« 1 » يعنى همين كه موعظههاى آنها را به گوش نگرفتند گروه موعظه كننده از شهر بيرون رفتند ؛ از ترس اين كه مبادا دچار عذاب خدا شوند . اينها كمترين افرادِ آن گروه بودند ، همين كه صبح شد اولياى خدا دمِ دروازه شهر آمدند ، ديدند آن مردم به شكل ميمون مسخ شدهاند ؛ دمهايى دارند .
سپس ابوجعفر عليه السلام فرمود : « علىّبن ابى طالب عليه السلام فرموده است : اين امّت پس از پيامبرشان راه و روشى داشتند كه نه معصيت خدا را بد مىدانستند و نه وضع موجود را تغيير مىدادند ، در حالى كه خداوند متعال فرموده است :
« أَنْجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ
« 2 »
» .
« 3 »
روايات امام عليه السلام دربارهء حزقيل عليه السلام
1 - راوندى از ابوحمزه نقل كرده است ، مىگويد : امام باقر عليه السلام فرمود :
« همين كه پادشاه قِبط ( مردم مصر باستان ) به قصد خراب كردن
هامش
( 1 ) - اعراف / 165 : چرا قومى را اندرز مىدهيد كه خداوند سرانجام آنها را هلاك مىكند و يا به عذابدردناكى كيفر خواهد داد ؟ آنها در جواب گفتند : ( اين اندرزها ) براى اعتذار و رفع مسئوليت در پيشگاه پروردگار شماست ( بعلاوه ) شايد آنها بپذيرند و از گناه باز ايستند و تقوا پيشه كنند . اما چون تذّكراتى كه داده شده بود ، فراموش كردند .
( 2 ) - اعراف / 165 : ( لحظهء عذاب فرا رسيد و ) نهى كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم ، و كسانى را كه ستم كردند ، به خاطر نافرمانيشان به عذاب شديد گرفتار ساختيم .
( 3 ) - قصص انبياء : ص 100 .