شهر آنها در آن زمان در محلّ درياچه طبريّهء امروز بود كه در اطراف شام است .
امام عليه السلام فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد : آيا موقعى كه شهر را بر سر آنها واژگون كردى ديدى كه در كدام موضع از سرزمينها آن شهر و مردمانش افتادند ؟ گفت : يا محمّد ! ما بين درياى شام تا مصر فرود افتاد و در انتهاى آن دريا قرار گرفت . » . « 1 »
3 - از زكريّا بن آدم ، به نقل از پدرش با يك واسطه از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « قوم لوط عليه السلام بالاترين قومى بودند كه خداوند آفريده بود . پس ابليس ( لعنةاللَّه عليه ) به شدت دنبال آنها را گرفت . و از سرگذشت و ماجراى آنها اين بود كه هر وقت پى كارى مىرفتند دسته جمعى مىرفتند ، زنها پشت سر مىماندند ، ابليس به بازديد آنها آمد و چنان بودند وقتى كه بر مىگشتند ابليس تمام كارهايى كه انجام مىدادند ، خراب مىكرد . به يكديگر گفتند : بياييد كمين كنيم ببينيم اين چه كسى است كه كارهاى ما را خراب مىكند ! كمين كردند ، ناگاه ديدند پسر بچهاى است كه زيباتر از او ممكن نيست ! پرسيدند : تويى كه كاركرد ما را خراب مىكنى ؟ گفت : آرى بارها و بارها ! همگى تصميم گرفتند او را بكشند و او را نزد مردى خواباندند چون شب شد ، فرياد كشيد ! پرسيد : چرا داد كشيدى ؟ گفت : پدرم مرا روى شكمش مىخواباند ، آن مرد گفت : بيا روى شكم من بخواب ! پس همواره با آن مرد بود تا اين كه به او ياد داد كه با وى عمل ( زشت ) را انجام دهد ؛ نخست ابليس با او و نوبت دوم او با ابليس
هامش
( 1 ) - علل الشّرايع : 2 / 236 .