تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
مىبريم ، خداى متعال مىفرمايد :
« وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »
« 1 » و من تو را به همين زودى از سرانجام بخل آگاه مىكنم ؛ قوم لوط عليه السلام اهل شهرى بودند كه مردم آن شهر در غذا دادن بخيل بودند پس به دنبال آن ايشان به درد بى درمان در شرمگاهشان گرفتار شدند ! پرسيدم : چه پى آمدى براى آنها داشت ؟ فرمود : شهر قوم لوط سر راه كاروانيان شام و مصر بود ، كاروانيان نزد ايشان فرود مىآمدند و از آنها پذيرايى مىكردند ، همين كه كاروانها زياد شدند ، آنها دلتنگ و بخيل و فرومايه شدند و بخل تا آنجا به سراغ آنها رفت كه هرگاه مهمانى بر آنها وارد مىشد ، بدون هيچ كشش جنسى نسبت به او ، او را رسوا مىكردند . و اين كار زشت را نسبت به مهمان انجام مىدادند تا آنجا كه مسافران از ورود بر ايشان خوددارى مىكردند و ماجراى آنها در بين شهرها پيچيد و شخص تازه وارد را بر حذر مىداشتند . آن بخل ، بلايى را در پى داشت كه بدون اعمال شهوت نمىتوانستند از خود بر طرف سازند . تا آنجا كه به دنبال مردان در بين شهرها مىگشتند و در برابر او قراردادى مىپرداختند . سپس فرمود : « بنابراين كدام درد آزاردهنده‌تر از بخل است و سرانجامِ زيانبخش‌تر و بدترى در نزد خداى عزّوجلّ دارد ؟ ! ابوبصير مىگويد ، گفتم : فدايت شوم ! آيا همهء مردم شهر لوط عليه السلام چنين رفتارى داشتند ؟ فرمود : « آرى جز خاندانى از ايشان كه مسلمان
هامش
( 1 ) - حشر / 9 : و كسانى كه از بخل و حرص نفس خويش باز داشته شده‌اند ، رستگارانند .