تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
سازم ، در آن صورت من آسوده خواهم شد تا قرن ديگر مردمى پيدا شوند و من آنها را گمراه كنم ! نوح پس از شنيدن سخن ابليس ، فرمود : كمك تو به من چيست ؟ ابليس گفت : مرا در سه جا ياد كن ! چرا كه من در هر يك از آن سه مورد نزديكترين حالت را به بندهء خدا دارم : وقتى كه خشمناكى مرا ياد كن ! وقتى كه بين دو نفر داورى مىكنى ! و هنگامى كه با زنى تنها بودى و هيچ كس با شما دو نفر نبود ، مرا ياد كن ! » . « 1 » 6 - از اسماعيل جعفى نقل كرده ، مىگويد : ابوجعفر عليه السلام فرمود : « نوح عليه السلام در بين قوم خودش ماند در حالى كه آنها را پنهان و آشكار به سوى خدا فرا مىخواند . و چون سركشى كردند و نپذيرفتند عرض كرد :
« رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ »
« 2 »
.
پس خداى تعالى به سوى او وحى كرد :
« أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ » .
« 3 » و او را دستور داد تا هستهء خرما را بكارد پس قوم وى بر او گذر مىكردند و به او مىخنديدند و او را مسخره مىكردند و مىگفتند : او درختانى را كاشته و ايستاده تا بلند شود ، درختها بلند شد و بريد و تراشيد ! گفتند : به كار نجارى پرداخته است ! پس از آن تخته‌ها را به هم وصل كرد و كشتى ساخت ، مردم به سراغ او رفتند و شروع به خنده كردند و مسخره نمودند و گفتند : نوح در زمين خشك ناخداى كشتى شده است ! تا فارغ شد . » « 4 » .
هامش
( 1 ) - خصال : ص 132 . ( 2 ) - قمر / 10 : پروردگارا من مغلوب شده‌ام ، پس انتقام مرا بگير ! ( 3 ) - هود / 37 : كشتى را بساز ! ( 4 ) - قصص الأنبياء : ص 81 .