سلطنت نمىكنند ، مگر اينكه شما دو چندان آن و سالى را مگر شما دو برابر آن را سلطنت مىكنيد ! و پسر بچههاى شما آن را به مانند دست به دست كردن توپ ، از دست يكديگر مىربايند » .
پس داوودبن علىّ شادمان از نزد امام باقر عليه السلام برخاست ، مىخواست برود اين ماجرا را به اطلاع ابوالدوانيق ( منصور دوانيقى ) برساند ! همين كه او و سليمان بن خالد با هم بلند شدند امام باقر عليه السلام از پشت سر او را صدا زد ، فرمود : « اى سليمان بن خالد ! اين قوم ( عباسيان ) همواره در فراخنايى از سلطنت و گسترش مملكت خويشند تا وقتى كه - اشاره به سينهاش كرد - خونى از ما نريختهاند ! همين كه آن خون را بريزند ، دل زمين براى ايشان بهتر از روى زمين است ، پس در آن روز كسى در روى زمين يار و ياور ايشان نخواهد بود و در آسمان ( در پيشگاه خدا ) هم كسى عذر ايشان را نمىپذيرد .
سپس سليمانبن خالد رفت و خبر را به ابوالدّوانيق داد ، ابوالدّوانيق نزد امام باقر عليه السلام آمد و سلام داد ، آنگاه گفتههاى داوودبن على و سليمان بن خالد را به عرض آن حضرت رسانيد . امام عليه السلام فرمود : « آرى اى ابوجعفر ! دولت و سلطنت شما پيش از دولت و سلطنت ماست .
سلطنت شما سخت و دشوار خواهد بود ، هيچ سهولت در آن نيست و مدتش طولانى است . به خدا سوگند كه بنى اميّه يك روز و يك سال حكومت نخواهد كرد ، مگر اينكه شما دو برابر آن سلطنت خواهيد كرد ، و كودكان شما آن را خواهند ربود تا چه رسد به مردان شما همان طورى كه توپ را مىربايند ! خوب فهميدى ؟ »
سپس فرمود : « شما همواره در سرمستى سلطنت خوش مىگذرانيد تا
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٩٩