تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
به روى ، بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و بر علىّ ، حسن ، حسين و علىّبن حسين عليهم السلام وارد مىشوى ، دلت آرام و قلبت خنك مىشود و چشمت روشن و با روح و ريحان با كرام الكاتبين روبرو مىشوى ، اگر نفس به حنجره‌ات - با دست اشاره به گلويش كرد - برسد و اگر زنده بمانى چيزى را خواهى ديد كه خداوند بدان وسيله چشم تو را روشن مىگرداند و با ما در مقام عالى بهشت همراه مىباشى » . پيرمرد گفت : يا اباجعفر ! چگونه فرمودى ؟ امام عليه السلام دوباره همان سخنان را تكرار كرد . پيرمرد گفت : اللَّه اكبر ! يا اباجعفر ! اگر من بميرم بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و بر علىّ و حسن و حسين و علىّبن حسين عليهم السلام وارد مىشوم و چشمم روشن و دلم آرام و قلبم شاد مىشود و با روح و ريحان با كرام الكاتبين روبرو مىشوم ، اگر نفسم به اينجا ( گلوگاه ) برسد و اگر زنده بمانم مىبينم آنچه را كه باعث روشنى چشم من است و با شما در مقام اعلاى بهشتى خواهم بود ؟ سپس پيرمرد ، هاىهاى شروع به گريه و زارى كرد تا اين كه به زمين افتاد ، و اهل خانه نيز وقتى كه آن حال پيرمرد را ديدند به گريه و زارى افتادند و امام عليه السلام با انگشتانش اشكها را از گوشهء چشم پيرمرد پاك مىكرد . سپس پيرمرد سرش را بلند كرد به امام باقر عليه السلام عرض كرد : يابن رسول اللَّه ! خداوند مرا فداى شما گرداند ! دستتان را به من بدهيد ! امام عليه السلام دستش را به او داد و او دست امام عليه السلام را بوسيد و آن را روى چشمان و صورتش نهاد . سپس شكم و سينه‌اش را باز كرد و دست آن حضرت را روى شكم و سينه‌اش نهاد و پس از آن از جا برخاست و گفت : درود بر شما ( خداحافظ ) و ابوجعفر عليه السلام از پشت سر او