اين مشعل استوار دين است . « 1 »
16 - در حديث جابربن يزيد جعفى آمده است كه چون شيعيان به زين العابدين عليه السلام از دست مظالم بنىاميه شكايت كردند ، امام باقر عليه السلام را فرا خواند و دستور داد تا آن نخى را كه جبرئيل به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نازل كرده بود به دست گيرد و آن را به شدت تكان دهد . جابر مىگويد : آن گاه به مسجد رفت و دو ركعت نماز خواند ، سپس صورت بر خاك نهاد و كلماتى را بر زبان جارى كرد و آن گاه سر بلند كرد و از آستينش نخ باريكى را درآورد كه بوى مشك از آن بر مىخاست و يك طرف آن را به من داد ، اندكى رفتم فرمود : جابر بايست ! پس نخ را به آرامى حركت داد ، سپس فرمود : بيرون برو ! حال و وضع مردم را ببين ! جابر مىگويد : از مسجد بيرون شدم ، ناگهان از هر طرف صداى ناله و فرياد و شيون بلند بود و زلزله شديد و رانش و لرزش زمين همهء خانههاى مدينه را از جا كنده ، بيش از سى هزار نفر زير آوار هلاك شدند . آن گاه امام باقر عليه السلام بالاى منارهء مسجد رفت و با صداى بلند صدا زد : « اى گمراهان دروغگو ! » .
مىگويد : مردم گمان كردند كه آن صداى آسمانى است ، همگى به رو در افتادند و دلها را باختند و در حال سجده مىگفتند : الأمان ، الأمان ! و آنها به درستى آن صدا را مىشنيدند ولى صاحب صدا را نمىديدند ، سپس او ( امام عليه السلام ) آيهء
« فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 275 .