خاطر دوستى با پيامبر خدا و تقرّب به درگاه خدا روزه بگيرد ، خداوند او را دوست بدارد و در روز قيامت از كرامت خود او را مقرّب درگاه خود سازد و بهشت را بر او واجب گرداند . » . « 1 »
10 - عبدالرزّاق به نقل از زهرى از علي بن حسين عليهما السلام آورده است كه صفيه دختر حُيى ( همسر پيامبر ) مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم معتكف بود ، شب هنگام من نزد او رفتم ، با او صحبت كردم سپس از جا برخاستم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نيز با من برخاست تا از من مراقبت كند ، و جاى آن حضرت در حجرهء اسامةبن زيد بود ، و به دو مرد از انصار برخورد كرد ، همين كه آن دو پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را ديدند ، دويدند ! ( در تاريكى شب ) پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : منم پيامبر شما ، ا ين هم صفيه دختر حُيى ( همسر من ) است !
گفتند : سبحان اللَّه يا رسول اللَّه !
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : شيطان بمانند خون در بدن انسان جارى است ترسيدم چيزى به دل شما بيفكند ! يا فرمود : شرّى ! » . « 2 »
11 - محمّدبن اسماعيل بخارى از زهرى نقل كرده است ، مىگويد :
علي بن حسين عليهما السلام فرمود : « صفيّه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرد كه وى موقع اعتكاف پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مسجد در دههء آخر ماه رمضان خدمت آن حضرت رسيد تا ديدارى كند ، پس از ساعتى كه با آن حضرت صحبت كرد ، بلند شد و برگشت ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با وى از جا بلند شد كه او را مراقبت كند ! تا اينكه وى به در مسجد كنار درِ خانه امّسلمه رسيد ، دو مرد از انصار عبور مىكردند به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سلام دادند ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خطاب به آن دو نفر ، فرمود : من پيامبر شما و اين هم صفيّه دختر حيى
هامش
( 1 ) - بحارالانوار : 97 / 82 .
( 2 ) - المصنّف : 4 / 360 .