تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
به من مربوط نيست ، اگر گران شود و اگر ارزان ، مربوط به خود اوست . » . « 1 » 2 - از عباس‌بن عيسى نقل كرده است ، مىگويد : زندگى بر علي بن حسين عليهما السلام به شدّت تنگ شد ، نزد كسى كه آزاد شدهء وى بود ، آمد و فرمود : « ده هزار درهم وام بدهيد تا وقتى كه گشايشى فراهم شود ! » آن مرد گفت : نه در امكانم نيست ، مگر وثيقه بدهيد ! راوى مىگويد : امام عليه السلام با شنيدن اين سخن ، نخى از رداى خودش را جدا كرد و فرمود : « اين وثيقه » گويا غلام آزاد شدهء آن حضرت خوشش نيامد ! امام عليه السلام ناراحت شد و فرمود : « من سزاوارترم كه به وعده‌ام وفا كنم يا حاجب‌بن زراره ؟ » آن مرد گفت : شما سزاوارتريد . فرمود : « پس چگونه حاجب كمانش را به گروگان مىگذارد در مقابل صد خون‌بها در حالى كه آن كمان يك چوب است و خود او كافر ، كفايت مىكند ولى نخى از رداى من كفايت نمىكند ؟ » . راوى مىگويد : آن مرد پس از شنيدن اين سخن ، وثيقه را از امام گرفت و مبلغ را داد و آن نخ را داخل شيشه‌اى گذاشت . پس از آن خداوند به آن حضرت گشايشى داد و آن مبلغ را نزد آن مرد آورد و فرمود : « من مال تو را حاضر كرده‌ام ، امانتم را بياور ! » عرض كرد : فدايت شوم ، او را ضايع كرده‌ام ! فرمود : « در اين صورت مالت را نمىتوانى از من بگيرى ! كسى همانند
هامش
( 1 ) - كافى : 5 / 81 : شايد منظور امام عليه السلام اين باشد كه گرانى و ارزانى به خود مردم و عمل آنها مربوط مىشود - م .