مسلمانان تو را تعظيم و تكريم مىكنند و بزرگ مىدارند ، بگو : آنها خوبترين عمل را ملاك دانستهاند ، و اگر از ايشان ستم و گرفتگى نسبت به خود ديدى ، بگو : به خاطر گناهى بوده كه مرتكب شدهام ! زيرا اگر تو چنين كنى خداوند زندگيت را بر تو آسان ، و دوستانت زياد ، و از احسان ايشان شادمان ، و بر جفاى ايشان ، تأسّف نخورى ! و بدان كه گرامىترين مردم در نزد ديگران كسى است كه خيرش به ايشان برسد و از ايشان اظهار بىنيازى كند و آبرو طلب باشد و گرامىترين فرد پس از او كسى است كه در گفتار ور فتارش پاك باشد هر چند كه به ايشان نيازمند بوه باشد ، زيرا كه اهل دنيا دل بسته مال دنيايند بنابراين اگر كسى در اين باره مزاحم ايشان نباشد و حتى به ايشان كمك كند عزيزترين و گرامىترين فرد خواهد بود » . « 1 »
ه - احتجاج امام عليه السلام با مردى
5 - طبرسى مىگويد : مردى از اهل بصره خدمت علي بن حسين عليهما السلام رسيد و عرض كرد : يا علي بن حسين ! جدّت علي بن ابىطالب مؤمنان را كشت ! با شنيدن اين سخن از چشمان علي بن حسين عليهما السلام به حدى اشك جارى شد كه كف دستش پر اشك شد سپس دستهايش را روى شنها گذاشت ، آنگاه فرمود : « اى برادر اهل بصره ! نه به خدا سوگند ، على عليه السلام نه مؤمن را كشت و نه مسلمان را ، آن قوم اسلام نياورده بودند بلكه تظاهر به مسلمانى مىكردند ، كفرشان را پنهان داشتند و اظهار اسلام مىكردند ، و چون بر كفرشان يارانى پيدا كردند ، آن را علنى ساختند ، پاكان و افراد
هامش
( 1 ) - احتجاج : 2 / 51 .