پيروزى كه خداوند نصيب اميرالمؤمنين ( ! ) كرده است اعلام كن !
علي بن حسين عليهما السلام فرمود : « منظور تو را به خوبى درك كردم ! » و بالاى منبر رفت و حمد و ثناى خدا را گفت و بر رسول خدا درود فرستاد ، سپس فرمود :
« هر كه مرا مىشناسد كه مىشناسد و هر كه نمىشناسد ، من خودم را به او معرفى مىكنم : منم فرزند مكه و منى ، منم پسر مروه و صفا ، من فرزند محمّد مصطفايم ، من پسر آن كسى هستم كه شخصيّت او بر كسى پوشيده نيست ؛ كسى كه برتر بود و برترى جست ؛ از سدرةالمنتهى گذشت و نسبت به قرب پروردگارش تا قاب قوسين يا كمتر از آن پيش رفت ! »
مردم شام با شنيدن سخنان امام عليه السلام چنان گريه و شيون سر دادند كه يزيد ترسيد كه مبادا آشوبى به پا شود ، از اين رو به مؤذّن دستور داد تا اذان بگويد !
مؤذّن گفت : اللَّه اكبر ! اللَّه اكبر ! علي بن حسين عليهما السلام روى منبر نشست !
مؤذّن گفت : اشهد انْ لا إله الّا اللَّه ! و اشهد انّ محمّداً رسول اللَّه ! علي بن حسين عليهما السلام گريست ، سپس رو به يزيد كرد و گفت : « يزيد ! بگو ببينم اين محمّد پدر من است يا پدر تو ؟ »
يزيد گفت : بلكه پدر تو است ! پس آن حضرت را از منبر فرا خواند و امام عليه السلام نيز از منبر به زير آمد و به گوشهاى از مسجد رفت ، مكحول يكى از صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را ديد و پرسيد : يابن رسول اللَّه ! شب را چگونه گذرانديد ؟
فرمود : « ما در بين شما همچون بنىاسرائيل در ميان آل فرعون گذرانديم كه پسران ايشان را سر مىبريدند و زنانشان را اسير مىكردند
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 262
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٦٢