دوست دارد به رضاى تو سزاست ، و براستى آنكه با تو آشناست ناشناخته نيست و هر كه پناهندهء به تو است ، خوار و تنها نمىباشد .
آقاى من ! آيا مىپسندى صورتى را كه مدّتهاى طولانى در حضور تو به سجده افتاده است در آتش دوزخ بسوزانى ؟ يا ببينند تو را دستهايى را كه مدّت زمانى در دعايش به درگاهت ناليده است به گردنها ببندى ؟ و يا پاهايى را كه مدّت زيادى به طمع نعمتهايى كه از جانب تو بر آنهاست نه آنكه منّتى از طرف آنها بر تو باشد از خانه بيرون شدهاند به كند و زنجيرهاى جهنّم ببندى ؟
آقاى من ! بسا نعمتى كه از آنِ تو بر گردن من است ولى سپاسگزارى من در پيشگاه تو اندك بوده است و بسا مصيبتى كه مرا مبتلا كردى و تحمّل من در برابر آنها اندك بود ! پس اى خدايى كه در برابر نعمتهايش شكر و سپاس من اندك است مرا محروم نگردان ، و چون در وقت گرفتارى طاقتم ناچيز بود ، مرا خوار نفرما ! احسان نيكويت بر من مغرورم كرد و حلم زيادت ، مرا به سركشى واداشت !
آقاى من ! با سلامتى كه تو داده بودى بر انجام معصيتت نيرو گرفتم و نعمت تو را در راه محافظت با تو صرف كردم ، و عمرم را در راه نافرمانى تو سپرى نمودم ، با وجود اين گستاخيم مانع از انجام كارى كه تو نهى كرده بودى نشد ، و نه چيرگيم نسبت به آنچه برحذرم داشتى كه تو با حلم پوشندهات مرا بپوشانى و از چشم هر بينندهاى پنهان دارى ، و نعمتهاى كريمانهات را با وجود ارتكاب نافرمانيت بر من باز گردانى ! زيرا كه تو صاحب احسان فراوان ، و من صاحب معصيت فراوانم !
آقاى من ! در حالى كه به كردار بدم اعتراف دارم ، با ذلّت و خوارى به درگاهت خاضعم ، اميدوار به فضل و كرم نيكويت كه آشنايم كرده و
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٤٧