تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
نخوانم در حالى كه تو ، تو اى ؟ ! و چگونه شادمان باشم در حالى كه نافرمانى تو را كرده‌ام و چگونه اندوهگين باشم در حالى كه تو را شناخته‌ام و از فرا خواندن تو شرم دارم در حالى كه بر گناهان پافشارى دارم ، و چگونه است حال بنده‌اى كه آقاى خود را نخواند و اگر او را طرد كند به كجا فرار كند و به كه پناه ببرد ؟ ! خداى من ! از چه كسى فرياد خواهى كنم اگر تو لغزشم را نبخشى ؟ و چه كسى به من رحم مىكند اگر تو بر من ترحم نكنى ؟ و چه كسى مرا در مىيابد اگر تو درنيابى ؟ و هرگاه دايرهء امنيّتم در نزد تو تنگ شود به كجا فرار كنم ؟ خدايا ! من بين خوف و رجا مانده‌ام ؛ خوف تو مرا مىكشد ولى اميد به تو مرا زنده مىكند . خدايا ! گناهان از اوصاف ما و بخشش و گذشت از اوصاف ذات مقدّس تو است ! خدايا ! پيرى پرتوى از انوار تو است ، محال است كه پرتوت را به وسيلهء آتش عذابت بسوزانى ! خداوندا ! بهشت سراى نيكان است ولى گذرگاهش از روى آتش دوزخ است ، كاش در صورتى كه از بهشت محروم شدم وارد آتش دوزخ نگردم ! خداى من ! چگونه تو را بخوانم در حالى كه با وجود اعمال ناروايم آرزوى بهشت را دارم ؟ و چگونه تو را فرا نخوانم در حالى كه با اعمال نيكو و زيبايت آرزوى بهشت را دارم ؟ ! خدايا ! من با وجود نافرمانى تو ، تو را مىخوانم در حالى كه دلم ياد تو را فراموش نكرده است ! خدايا با اينكه معصيت تو را كرده‌ام به تو اميدوارم و اى مولاى من ! به