تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
علي بن حسين عليهما السلام فرمود : نخستين گرفتارى يعقوب و خاندانش ، حسد برادران بود وقتى كه خوابى را كه ديده بود از او شنيدند . فرمود : رقّت يعقوب به يوسف بيشتر شد و ترسيد آن وحيى كه از جانب خدا براى آمادگى بلا شده بود دربارهء يوسف باشد ، رقّتش بيشتر شد و از آن بيم داشت كه از ميان پسرانش به يوسف بلا نازل شود ! و چون برادران رفتار يعقوب را از گراميداشت و تقدم او به برادران ديدند ، برايشان گران آمد و در ميان آنها ولوله افتاد با هم مشورت كردند و گفتند : يوسف و برادرش ( بنيامين ) نزد پدرمان با وجود اينكه ما گروهى هستيم محبوبتر از ماست ! يوسف را بكشيد يا او را به سرزمينى دور از دسترس پدرتان بيندازيد تا پس از وى گروهى شايستگان گرديد - يعنى آن وقت توبه مىكنيد - گفتند : « پدر ! چرا ما را نسبت به برادرمان امين نمىدانى در حالى كه ما مسلماً خيرخواه او هستيم ! فردا او را با ما بفرست ( در خارج شهر ) از ميوه‌هاى درختان بخورد و بازى و سرگرمى داشته باشد » . « 1 » يعقوب گفت : « من از بردن او غمگين مىشوم ( و ديگر اينكه ) مىترسم گرگ او را بخورد و شما از او غافل بمانيد ! » « 2 » از ترس اينكه گرفتارى از جانب خدا دربارهء يوسف بر يعقوب نازل شود ، در حالى كه يعقوب براى اين گرفتارى بويژه دربارهء يوسف آماده بود پس قدرت و قضاى الهى غالب و فرمان او دربارهء يعقوب و يوسف و برادرانش نافذ گشت و يعقوب نتوانست بلا را از خود و از يوسف و
هامش
( 1 ) - يوسف / 11 و 12 . ( 2 ) - همان / 13 .