است و همچون گردش آسيا بر دانههاى گندم آنان را خورد كرده و همچون ذرات خاك نموده و به دست تندبادهاى بنيان كن سپرده است تا اينكه دامن خود را بالاى گورهاى ايشان در زمينهاى هموار بكشد !
پس آن خانههاى محل سكونت ايشان و اين هم گورشان
كه روزگاران دنيا و سوزندگى آن را ، آنها به يكديگر ارث دادهاند !
اى كسى كه دربارهء آثار گذشتگان پيش از خود از امتهاى پيشين تحقيق مىكنى ، بايست و بفهم و دقّت كن كه كدامين عزّت پادشاهى و يا كدامين خوشى و شادمانى انس و الفت بوده است ، جز اينكه دلشادى صاحبش تيره گشته و عوامل مرگ آنان را پراكنده و آنها را به دل خاك سپرده است و آنها در ميان قبرهايشان زير و رو مىشوند و در جوف هلاكتها به صورت استخوانهاى پوسيده و گِل خشك شده در زمين خاموش و مرده افتادهاند !
و سوگند مىخورم كه با اين شبها نه شادى مىماند و نه سرور
جز اينكه همه آنها به زودى كهنه و پژمرده مىشوند
و در پيشانى اهل دوزخ ، و در خاموشى آن خفتگان ، و در طول آن اقامت ، چراغهاى نگرش خاموش و پيچيدگيهاى انديشه از ميان رفته و غفلتها ، صاحبان عقل و خرد را نكوهيده است ! و چه بسيار لذّت طلبان كه در فراموشخانههاى تيره و تاريك آن غرفهها ماندهاند ! به اين ترتيب ( منادى مرگ ) پادشاهان را به صداى بلند نام برد و جباران را بانگ زد و پزشكان و حكيمان را فراخواند و معدنهاى رسالت و نبوّت را ندا داد ! ( از اينرو ) من همچون مارگزيده به خود مىپيچم و چون اندوه زده مىگريم ، در حالى كه هنگام ، هنگام فرار نيست !
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 533
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٥٣٣