زهرى مىگويد : گفتم : يا اميرالمؤمنين [ ! ] علي بن حسين عليهما السلام آن طورى كه تو تصور مىكنى ، نيست بلكه او به خود مشغول است !
عبدالملك گفت : خوشا به حال مثل او ، چه خوب مشغوليتى دارد !
راوى مىگويد : هر وقت زهرى از علي بن حسين عليهما السلام ياد مىكرد ، مىگريست و مىگفت : زين العابدين ! « 1 »
68 - همو از علي بن زيد نقل كرده ، مىگويد : به سعيدبن مسيب گفتم :
شما گفتهاى : علي بن حسين عليهما السلام نفس پاكيزهاى است و تو نظير او را سراغ ندارى ؟ !
گفت : آرى چنين است ، آنچه من دربارهء او گفتهام ناشناخته نيست ، به خدا كه مانند او را كسى نديده است !
علي بن زيد مىگويد : گفتم : سعيد ! به خدا كه اين يك حجّت ثابت است ، پس چرا به جنازهء او نماز نخواندى ؟
گفت ، من از خود او شنيدم كه از پدرش ابى عبداللَّه الحسين عليه السلام از قول پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از جبرئيل عليه السلام از جانب خداى تعالى مىگفت : هيچ بندهاى از بندگان من نيست كه به من ايمان آورده باشد و نبوت تو را تصديق كند و در مسجد تو دو ركعت نماز بخواند بدور از مردم مگر اين كه من گناهان گذشته و آينده او را مىآمرزم ! و من شاهدى برتر از علي بن حسين عليهما السلام سراغ ندارم كه اين حديث را نقل كرد ، از اين رو وقتى كه او از دنيا رفت ، نيك كردار و تبهكار بر جنازهء او حاضر شدند و خوب و بد بر او ثنا گفتند و عموم مردم او را تشيع كردند تا جنازه را بر زمين نهادند ، من با خودم
هامش
( 1 ) - الثّاقب فى المناقب : ص 356 .