طلا ، گوشوارهء طلا و نگينها كه قسمت مربوط به حق من كه در خانهام بود ، معلوم شد كه همان سهم و حق من است . « 1 »
58 - همو از كتاب « الانوار » نقل كرده است كه ابليس براى علي بن حسين عليهما السلام - در حالى كه آن حضرت به نماز ايستاده بود - به صورت مار بزرگى مجسم شد كه ده سر و دندانهاى تيز و چشمان سرخ برگشتهاى داشت از ميان زمين ، از جاى سجدهاش نمايان شد ، سپس در محراب آن حضرت دراز شد ولى او را بى تاب نكرد ، و به او اعتنايى نفرمود پس سر انگشتان او را با دندانهايش گاز گرفت و از آتش درونى خود بر آنها مىدميد ، باز هم اعتنايى به او نكرد و پاها را جابجا نفرمود و هيچ شك و ترديدى در نماز و قرائت نماز به خود راه نداد ، از اين رو ابليس درنگ نكرد مگر اين كه ابر سوزانى از آسمان او را درهم فشرد ؛ همين كه آن حرارت را احساس كرد فريادى برآورد و به صورت اول رو به علي بن حسين عليهما السلام برگشت و گفت : اى على ! براستى كه تو چنان كه ناميدهاند زينت عبادت كنندگانى ! و منم ابليس ، به خدا سوگند كه من عبادت پيامبران را از زمان آدم عليه السلام تا اين زمان ديدهام ولى هرگز مانند تو و مانند عبادت تو را نديدهام ! سپس او را گذاشت و به راه خود رفت ، در حالى كه سخنان وى آن حضرت را از نمازش بازنداشت تا اين كه نمازش را به پايان رساند . « 2 »
59 - از همان كتاب نقل كرده است كه آن حضرت مشغول نماز بود ، پسرش محمد عليه السلام در حالى كه كودك خردسالى بود آمد و به چاه گودى
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 238 .
( 2 ) - همان .