كه خدا داده ، روزهء شكر بگيرم ! « 1 »
آنچه بين امام عليه السلام و مختار گذشت
1 - كشى به نقل از سدير از ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام آورده است كه فرمود : « مختار را ناسزا نگوييد كه او قاتلان ما را كشت و انتقام خون ما را گرفت و بيوهزنان ما را وسيلهء ازدواجشان را فراهم كرد و در تنگدستى بين خاندان ما ، تقسيم مال نمود . » « 2 »
2 - همو از حبيب خثعمى به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است ، فرمود : « مختار بر على بن حسين عليهما السلام دروغ مىبست » . « 3 »
3 - و نيز از عبداللَّه بن شريك نقل كرده ، مىگويد : روز عيد قربان بر امام باقر عليه السلام وارد شدم ، او به متّكا تكيه داده بود در حالى كه كسى را دنبال سلمانى فرستاده بود ، در مقابل آن حضرت نشستم ناگهان پيرمردى از مردم كوفه بر آن حضرت وارد شد خواست دست او را ببوسد . اجازه نداد سپس پرسيد : « تو كيستى ؟ » گفت : من ابومحمّد حكم بن مختار بن ابوعبيدهء ثقفى ! او قدرى از امام باقر عليه السلام دور بود ، امام عليه السلام دستش را به سوى او بقدرى دراز كرد كه نزديك بود ، با اين كه اجازه نداد دستش را ببوسد ، در دامن او قرار گيرد ! سپس عرض كرد : خدا امر تو را اصلاح كند ! مردم دربارهء پدرم حرفهاى زيادى مىزنند ولى به خدا سوگند حرف درست حرف شماست !
هامش
( 1 ) - كشف الغمه : 2 / 212 .
( 2 ) - رجال كشى : ص 115 .
( 3 ) - همان .