او نوشتم و در آن نامه عنوانى به او نداده بودم ، فقط به او نوشتم : اى فرزند كسى كه خوب زندگى كرد و خوب حركت نمود » . « 1 »
5 - همو از اصبغ نقل كرده است مىگويد : مختار را روى زانوى اميرالمؤمنين عليه السلام ديدم ، در حالى كه دست به سر او مىكشيد و مىگفت :
اى كيس ، اى كيس » . « 2 »
6 - و نيز از جارود بن منذر به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است كه فرمود : « در ميان ما هيچ زن هاشمى آرايش و خضاب نكرد تا وقتى كه مختار سرهاى كسانى را نزد ما فرستاد كه حسين عليه السلام را كشته بودند . » « 3 »
7 - همو از عمر بن على بن حسين عليهما السلام نقل كرده است كه چون سر عبيداللَّه بن زياد و عمر بن سعد را آوردند ، امام عليه السلام به سجده افتاد و گفت :
« سپاس خدا را كه انتقام مرا از دشمنم گرفت و خداوند به مختار جزاى خير دهد ! » « 4 »
8 - و نيز از عمر بن على عليه السلام نقل كرده است كه مختار بيست هزار درهم براى على بن حسين عليهما السلام فرستاد و آن حضرت قبول كرد و بدان وسيله خانهء عقيل بن ابىطالب و خانهء خودشان را كه خراب شده بود بازسازى كرد .
مىگويد : پس از آن كه آن مطلبى را اظهار كرد كه بايد اظهار كند ، چهل
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 116 .
( 2 ) - همان . علّامه مجلسى مىنويسد : چون در كودكى پدر مختار او را نزد على عليه السلام آورد و آن حضرت براى نوازش دست بر سر آن كودك كشيد و فرمود : كيس كيس ! از آن جهت او را كيسان گفتند . لذا پيروان مختار را كيسانيه مىگفتند . ( فرهنگ فرق اسلامى ، كيسانيه ) - م .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - همان .