برخورد آن حضرت با مردم زمانش
1 - محمّد بن سعد از عبيداللَّه بن عبدالرّحمان بن موهب نقل كرده ، مىگويد : گروهى نزد على بن حسين عليهما السلام آمدند و آن حضرت را ثنا گفتند ، فرمود : « شما چقدر دروغگوييد ! و چقدر در پيشگاه خدا گستاخيد ! ما از شايستگان قوم خود هستيم و همين قدر ما را بس كه از خوبان قوم خود باشيم ! » . « 1 »
ماجراى بين آن حضرت و هشام بن اسماعيل
1 - محمّد بن سعد از قول سلّام ، آزاد شدهء ابوجعفر نقل كرده ، مىگويد : هشام بن اسماعيل همواره على بن حسين عليهما السلام و خاندان او را مىآزرد ، روى منبر بد مىگفت و به على عليه السلام ناسزا مىگفت ، تا اين كه وليد بن عبدالملك بر سر كار آمد ، او را بر كنار كرد و دستور داد او را در حضور مردم نگاه دارند ( تا هر كس را آزرده انتقام بگيرد ! ) .
راوى مىگويد : او همواره مىگفت : به خدا سوگند كه هيچ كس از اين مردم در نزد من مهمتر از على بن حسين عليهما السلام نيست ! من با خود مىگفتم :
على بن حسين عليهما السلام مرد صالحى است و وليد به سخن او گوش مىدهد ! مردم جمع شدند ! راوى مىگويد : على بن حسين عليهما السلام با نزديكانش گرد آمدند و آنها را از تعرّض به هشام مانع شد ! فرداى آن روز على بن حسين عليهما السلام براى كارى كه داشت از آنجا گذر كرد و متعرّض وى نشد !
هامش
( 1 ) - طبقات ابن سعد : 5 / 158 .