تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
را كه در زندان وى بازداشت بود ، بيرون بياورد و در مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پانصد تازيانه بزن ! پس از دريافت نامه ، صالح به مسجد آمد و مردم جمع شدند ، صالح بالاى منبر رفت تا نامهء وليد را براى ايشان بخواند و سپس پايين آمده و دستور شلاق زدن حسن را صادر كند ، در آن بين كه نامه را مىخواند ناگهان على بن حسين بن على بن ابىطالب عليهم السلام وارد شد ، مردم راه باز كردند تا آن حضرت به حسن بن حسن رسيد ، فرمود : « پسر عمو ؛ دعاى غم را در پيشگاه خدا بخوان تا اين گرفتار يرا از تو بر طرف كند ! » پرسيد : « پسر عمو ! آن دعا چيست ؟ » فرمود بگو : « لا إله الا الله الحليم الكريم ، لا إله الا الله العلى العظيم ، سبحان الله رب السماوات السبع و رب العرش العظيم و الحمد لله رب العالمين . » راوى مىگويد : پس از آن على بن حسين عليهما السلام برگشت و حسن شروع كرد به تكرار دعا ! همين كه صالح از خواندن نامه فارغ شد و از منبر به زير آمد ، گفت : صفت مرد مظلومى را در او مىبينم ، كار او را تأخير اندازيد و من دوباره از اميرالمؤمنين كسب تكليف مىكنم . صالح نامه‌اى در آن باره به وليد نوشت و او در پاسخ نوشت : « او را آزادش كن ! » « 1 »
هامش
( 1 ) - مهج الدّعوات : ص 331 .