لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ
فدلّ على أنّه كان قائما في وقت ما أمر بالسجود ، ثمّ قعد بعد ذلك وقوله : يقوم ( القائم إنّما هو ذلك القائم ) الّذي أمر بالسجود فأبى وهو إبليس لعنه اللّه .
وقال شاعرهم لعنهم اللّه :
يا لا عنا للضدّ من عديّ * ما الضدّ إلّا ظاهر الوليّ
والحمد للمهيمن الوفيّ * لست على حال كحماميّ
ولا حجاميّ ولا جغديّ * قد فقت من قول على الفهديّ
نعم وجاوزت مدى العبد ( يّ ) * فوق عظيم ليس بالمجوسيّ
شرح
ودين تو مىنشينم » « 1 » [ تا بندگان را فريب داده وگمراه كنم ] . پس اين آية دلالت دارد بر اينكه شيطان در وقتي كه به سجده امر شد ، قيام كرده وايستاده بود وپس از آن در كمينگاه نشست وگفتهء أهل ظاهر كه قائم قيام خواهد كرد ، معنايش همان قائم است كه امر به سجده شده واز سجده خوددارى نمود وآن شخص همان إبليس است .
شاعر اين دارودسته كه خداوند لعنتشان كند ، در اينباره اين اشعار را سروده است :
1 - اى لعنكننده ضدى كه از طايفه عدى است [ يعنى عمر بن خطاب ] [ أو را لعن نكن چرا كه ] ضدّ ، چيزى جز ظاهر ولى نيست . [ يعنى نعوذ باللّه ضدّ ، ظاهر ولى وولى ، باطن ضد است . ]
2 - حمد وستايش مخصوص خداوند است كه به عهدش وفا مىكند وحال من مثل حال حمامى نيست .
3 - وهمچنين مثل حجامتكننده وجعفري نيستم ودر كلام واعتقاد ومباحثه فهدى را مغلوب كردم .
4 - بله از منتهاى فضل وهنر بندگى هم گذشتم وبالاتر از رتبه وعظمت كسى كه مجوس نبود ، قرار گرفتم .
هامش
( 1 ) . سوره أعراف / آية 16 .