372 - أخبرني بذلك عن محمّد بن نصير أبو زكريا يحيى بن عبد الرحمن بن خاقان أنّه رآه عيانا وغلام له على ظهره قال : فلقيته فعاتبته على ذلك ، فقال : إنّ هذا من اللّذات وهو من التواضع للّه وترك التجبّر .
373 - قال سعد فلمّا اعتلّ محمّد بن نصير العلّة الّتي توفّي فيها قيل له : وهو مثقل اللّسان : لمن هذا الأمر من بعدك ؟ فقال بلسان ضعيف ملجلج : أحمد ، فلم يدروا من هو فافترقوا بعده ثلاث فرق ، قالت فرقة : إنّه أحمد ابنه وفرقة قالت : هو أحمد بن محمّد بن موسى بن الفرات وفرقة قالت : إنّه أحمد بن أبي الحسين بن بشر بن يزيد ، فتفرّقوا فلا يرجعون إلى شيء .
شرح
5 / 372 - أبو زكريا يحيى بن عبد الرحمن بن خاقان ، همين مسأله را از محمّد بن نصير - لعنت اللّه عليه - به من خبر داد كه أو را بر پشت غلامش ديده است . أبو ذكريا مىگويد : محمّد بن نصير را در اين حال ملاقاة كردم ونسبت به اين عمل شنيع سرزنش كردم ، امّا أو در جواب گفت : اين از جمله لذتهاست وباعث فروتنى وترك تكبر نسبت به خداوند مىشود .
5 / 373 - سعد بن عبد اللّه مىگويد : وقتي محمّد بن نصير به مرضى گرفتار شد كه در همان مرض هم به درك واصل شد ، به أو گفته شد : بعد از تو اين مسؤوليت [ شنيع ] با چه كسى است ؟ أو كه زبانش لكنت پيدا كرده بود ، با زبان ضعيف وگرفته گفت : احمد .
ومعلوم نشد كه كدام احمد را گفته است ، بنابراين طرفداران اين مجسمه پليدى به سه گروه تقسيم شدند . عدّهاى گفتند : جانشينش احمد پسرش مىباشد ، دستهاى گفتند :
أحمد بن محمّد بن موسى بن فرات ، وگروهى گفتند : أحمد بن أبي حسين بن بشر بن يزيد است . بههرحال با اختلاف شديد ، متفرق شدند وبه شخص واحدى نرسيدند . « 1 »
هامش
( 1 ) . اگر اين چند خبر را به ديده عبرت بنگريم ، درخواهيم يافت كه حضرات معصومين عليهم السّلام تا چه حدّ مظلوم بودهاند كه حتى افرادى از أصحاب آنها كه در حقيقت خطرناكترين دشمنان ايشان هم بودند ، تا چه حدّ مردم را نسبت به حقيقت ولايت ايشان گمراه مىكردند وچه اعمال شنيعى را كه قلم از نوشتن آنها شرم دارد مرتكب شده وبه اين اعمال