النبي صلّى اللّه عليه واله وأنّ القرآن من قبل اللّه تعالى ، وإن كانت المواضع الّتي تضمّنت ذلك محصورة ، ومع ذلك مسموعة من مخبر واحد ، لكن دلّ على صدقه من الجهة الّتي قلناها ، على أنّ هذه الأخبار متواتر بها لفظا ومعنى .
فأمّا اللّفظ فإنّ الشيعة تواترت بكلّ خبر منه ، و ( أمّا ) المعنى فإنّ كثرة الأخبار ، واختلاف جهاتها وتباين طرقها ، وتباعد رواتها ، يدلّ على صحتها ، لأنّه لا يجوز أن يكون كلّها باطلة ، ولذلك يستدلّ في مواضع كثيرة على معجزات النبيّ صلّى اللّه عليه واله الّتي هي سوى القرآن وأمور كثيرة في الشرع تتواتر معنى ، وإن كان كلّ لفظ منها منقولا من جهة الآحاد ، وذلك معتمد عند من
شرح
به همين جهت آنچه كه قرآن پيش از وقوع امرى ، آن را خبر داده دليل بر صدق پيامبر صلّى اللّه عليه واله است واينكه قرآن كريم از جانب خداوند نازل شده است ، هرچند مواضعى كه متضمن خبر از آينده است محصور ومحدود باشد ، با اين حال از يك مخبر واحد هم شنيده مىشود لكن از جهتي كه گفتيم [ واقعه آينده با مضمون خبر مطابق باشد ] بر صدق مخبر وخبردهنده دلالت مىكند .
علاوة بر آنچه گفته شد اين اخبار ، هم از نظر لفظ وهم از نظر معنا متواتر هستند .
امّا از نظر لفظ ؛ زيرا تحقيقا شيعه بر هر خبري در اين موضوع تواتر دارد [ واز راهها واسناد ونقلهاى متفاوت ، اخبار اين باب را روايت كرده است ] .
امّا از نظر معنا ؛ همين فراوانى اخبار واختلاف جهات [ به دست آمده ومنابع مختلف ] ومتفاوت بودن طريقهء نقل ورسيدن به آنها ، بر صحّت اخبار دلالت مىكند ، به اين دليل كه بطلان همه اخبار ممكن نيست ، ولذا در مواضع فراوان براي معجزات پيامبر صلّى اللّه عليه واله كه غير از قرآن هستند ونيز بسيارى از مسائل شرع با تواتر معنوي استدلال مىشود ؛ اگرچه ألفاظ اين اخبار به صورت خبر واحد نقل شده باشد . واين مسأله مورد اعتماد مخالف ما هم هست ، بنابراين هرگاه ما آن خبر را در باب امامت ذكر