كان رئيس خزاعة في حرب خزاعة وجرهم ، وهو الّذي سنّ السائبة والوصيلة والحام ، ونقل صنمين وهما هبل ومناة من الشام إلى مكّة فوضعهما للعبادة فسلّم هبل إلى خزيمة بن مدركة فقيل هبل خزيمة ، وصعد على أبي قبيس ووضع مناة بالمسلّل وقدم بالنرد ، وهو أوّل من أدخلها مكّة فكانوا يلعبون بها في الكعبة غدوة وعشيّة .
شرح
بن عمرو مزيقياست . در جنگ بين خزاعة وجرهم أو رئيس وفرمانده خزاعة بوده است . سه سنّت سائبه ووصيله وحام را أو بنيانگذارى كرد . « 1 » دو بت هبل ومنات را از شام به مكة منتقل كرده ، آنها را معبود مردم قرار داد . هبل را به خزيمة بن مدركه سپرد ولذا [ بعدها ] گفته شد : هبل خزيمة . از كوه أبو قبيس بالا رفته ومنات را آنجا قرار داد .
تخته نرد را كه براي قمار است با خود آورد وترويج كرد . أو اوّلين كسى بود كه نرد را وارد مكة كرد وبسيارى در كعبه وأطراف آن صبح وشب با تخته نرد ، قماربازى مىكردند .
هامش
( 1 ) . اين سه سنّت از سنن خرافي عرب جاهلي بود كه توسط اسلام از صفحه زندگى بشر محو شدند . قرآن كريم در آية مباركه 103 از سوره شريفهء مائده در اينباره مىفرمايد :ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلا سائِبَةٍ وَلا وَصِيلَةٍ وَلا حامٍ وَلكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَخداوند ( سنتهاى خرافي ) بحيره وسائبه ووصيله وحام را قرار نداده است ولكن آنها كه كافر شدند [ در اين مورد ] به خداوند افترا مىبندند وبيشترشان صاحب عقل وخرد نيستند .
محمّد بن مسلم از امام صادق عليه السّلام در مورد اين آية نقل مىكند كه حضرت فرمودند : أهل جاهليّت زماني كه ناقة در يكبار زايمان دو بچه شتر به دنيا بياورد ، مىگفتند : « وصلت » [ يعنى دو باردارى را بههم وصل كرد ] بنابراين ذبح يا نحر وخوردن اين مادة شتر را حلال نمىدانستند ووقتي كه ده بچه به دنيا مىآورد آن را [ سائبه ] قرار مىدادند وسوار شدن وخوردن آن را حلال نمىدانستند ويا شتر نر قوى را هم حلال نمىدانستند كه مركب باشد ويا خورده شود . پس خداوند تبارك وتعالى اين آية را نازل فرمود كه هيچكدام از اينها حرام نيستند . واين سنّت صرفا يك سنّت جاهلانه واز روى بىخردى است . وسائل الشيعة ، ج 25 ، ص 61 .