والأخبار بذلك كثيرة وبالنصّ من أبيه على أبي محمّد عليه السّلام لا نطوّل بذكرها الكتاب ، وربما نذكر طرفا منها فيما بعد إن شاء اللّه تعالى .
وأمّا ما تضمّنه الخبر من قوله : « بدا للّه فيه » معناه بدا من اللّه فيه ، وهكذا القول في جميع ما يروي من أنّه بدا للّه في إسماعيل ، معناه أنّه بدا من اللّه ، فإنّ النّاس كانوا يظنّون في إسماعيل بن جعفر أنّه الإمام بعد أبيه ، فلمّا مات علموا بطلان ذلك وتحقّقوا إمامة موسى عليه السّلام ، وهكذا كانوا يظنّون إمامة محمّد بن عليّ بعد أبيه ، فلمّا مات في حياة أبيه علموا بطلان ما ظنّوه .
شرح
در اين زمينه خصوصا اخبار وروايات نصّ صريح از پدر امام حسن عسكرى عليهما السّلام برايشان بسيار زياد است كه كتاب را با ذكر آن روايات طولانى نمىكنيم . البتة تعداد كمي از آنها را بعدا ذكر خواهيم كرد ان شاء اللّه .
امّا آنچه كه ضمن خبر آمده وگفته است : « بدا للّه فيه » معنايش اين است كه « بداء » از جانب خداوند در آن امر به وجود آمده « 1 » وهمچنين در تمام مواردى كه روايت شده است از اينكه [ بدا للّه في إسماعيل ] يعنى در مورد إسماعيل براي خدا بداء حاصل شد ، معنايش اين است كه بداء از جانب خدا به وجود آمد . چراكه مردم در مورد « إسماعيل بن جعفر » گمان مىكردند كه أو بعد از پدرش امام است ، ووقتي كه أو از دنيا رفت متوجّه بطلان اعتقادشان شدند وامامت امام كاظم عليه السّلام تحقق پيدا كرد . به همين ترتيب مردم گمان مىكردند كه پس از امام هادي ، فرزندش « محمّد » امام است وزماني كه أو در ايّام حيات پدرش از دنيا رفت ، همه بطلان آنچه را كه مىپنداشتند را فهميدند .
هامش
- مىپذيرند . پس اگر خبر را مشتمل بر نصب « إسماعيل » يا « محمّد » به امامت توسط پدرانشان بدانيم ، اين با قواعد مسلّم شيعه واعتقاد به بداء موافق نيست ، امّا اگر اشاره به إسماعيل ومحمّد يا دلالت به اينها را به قرينه صدر روايت ، به علني كردن مرگ آندو ترجمه كنيم وتوضيح دهيم ؛ ديگر مشكلى در مسأله نخواهد بود . واللّه عالم .
( 1 ) . در جمله بدا للّه « لام » حرف جاره بهمعناى « من » مىآيد ، پس چيزى براي بندگان از ناحية خداوند آشكار شده كه قبلا براي آنان مخفى بود .