تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغيبة ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
79 - وروى عبد اللّه بن جعفر الحميري ، عن محمّد بن عيسى اليقطينيّ قال : لمّا اختلف النّاس في أمر أبي الحسن الرضا عليه السّلام جمعت من مسائله ممّا سئل عنه وأجاب عنه خمس عشرة ألف مسألة . 80 - وروى محمّد بن عبد اللّه بن الأفطس قال : دخلت على المأمون فقرّبني وحيّاني ، ثمّ قال : رحم اللّه الرضا عليه السّلام ما كان أعلمه ، لقد أخبرني بعجب سألته ليلة وقد بايع له النّاس . فقلت : جعلت فداك أرى لك أن تمضي إلى العراق وأكون خليفتك بخراسان ، فتبسّم ، ثمّ قال : لا لعمري ولكن من دون خراسان بدرجات ، إنّ لنا هنا مكثا ولست ببارح حتّى يأتيني الموت ومنها المحشر لا محالة .
شرح
4 / 79 - محمّد بن عيسى يقطينى گفته است : وقتي مردم در مورد امامت أبو الحسن رضا عليه السّلام دچار اختلاف شدند ، سؤالاتى را كه [ براي امتحان واطمينان از امامتشان ] از ايشان پرسيده شده بود وحضرت هم به همگى پاسخ داده بودند ، جمع كردم وتعدادشان به پانزده هزار مسأله رسيد . 5 / 80 - محمّد بن عبد اللّه بن افطس مىگويد : وارد بر [ مجلس ] مأمون شدم ، أو هم مرا نزديك خودش جاى داده وبا من احوال‌پرسى كرد ، بعد گفت : خدا رحمت كند رضا را كه كسى عالم‌تر از أو نبود . پس از آن‌كه مردم با أو بيعت كردند شبى از ايشان سؤالي پرسيدم وأو در جواب امر عجيبى را به من خبر داد . سؤال كردم : جانم به فداى شما ، براي شما صلاح را در اين مىبينم كه به عراق برويد ومن در خراسان جانشين شما باشم . حضرت تبسم كرده وفرمودند : نه به جان خودم قسم ! قبل از [ خروج از ] خراسان نامه پيچيده مىشود . [ كناية از اين‌كه مرگ خواهد رسيد ] براي ما در اين‌جا توقفى است واين جا را ترك نمىكنم تا اين‌كه مرگ من فرابرسد ، وحتما حشر من از خراسان است .