تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغيبة ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
فأمّا ما ترويه الواقفة ، فكلّها أخبار آحاد لا يعضدها حجّة ، ولا يمكن ادّعاء العلم بصحتها ، ومع هذا فالرواة لها مطعون عليهم ، لا يوثق بقولهم ورواياتهم وبعد هذا كلّه فهي متأوّلة . ونحن نذكر جملا ممّا رووه ونبيّن القول فيها ، فمن ذلك أخبار ذكرها أبو محمّد عليّ بن أحمد العلوي الموسوي في كتابه « في نصرة الواقفة » .
شرح
امّا آنچه كه واقفيه روايت كرده‌اند : ( أولا ) : همگى خبر واحد هستند كه هيچ دليل وحجّتى آن‌ها را تقويت نمىكند وادعاى علم به صحّت آن‌ها غيرممكن است . « 1 » ( ثانيا ) : علاوة بر اين ، راويان آن‌ها هم مورد طعن وغيرقابل‌اعتماد هستند ونمىتوان به قول وروايتشان اعتماد كرد . ( ثالثا ) : با همه اين توضيحات تمام روايات آن‌ها قابل‌تأويل وتوجيه هستند . وما تعدادى از آن‌ها را كه أبو محمّد علي بن أحمد علوي موسوى در كتابش « في نصرة الواقفة » روايت كرده ، نقل مىكنيم وبحث در آن‌ها را روشن مىكنيم .
هامش
( 1 ) . خبر واحد به خبري گفته مىشود كه مخبر آن ، شخص واحدى باشد ؛ برخلاف خبر متواتر كه خبري است كه از طرق مختلف ومخبرين متعدد رسيده است ، البتة خبري كه به حدّ تواتر نرسيده باشد باز خبر واحد نيست ، بلكه به آن خبر مستفيض مىگويند . خبر متواتر علم‌آور است لذا حجّت است ، امّا خبر واحد علم‌آور نيست بلكه مفيد ظن وگمان است بنابراين به تنهايى حجّت وقابل‌استناد نيست . مگر اين‌كه دليل قطعي بر حجّيت آن داشته باشيم . مرحوم شيخ طوسي رحمه اللّه در مورد خبر واحد مىفرمايد : اگر مخبر ، شيعهء دوازده امامي وقائل به امامت باشد خبر واحدش حجّت است ، در غير اين صورت اين خبر حجّت نيست ونمىتوان به آن استدلال كرد . بنابراين در مورد اخبار واقفيه بايد گفت كه طبق نظر مرحوم شيخ ، روايات آن‌ها مورد اعتماد نيست چون ايشان به امامت ائمّه معتقد نيستند . البتة خبر وروايت دسته‌بندى خاصي دارد كه شرح وبسط آن به كتب « دراية الحديث » ارتباط پيدا مىكند ، لذا براي اطلاع بيشتر به كتب درايه وعلم حديث مراجعه شود .