است . هنگاميكه مردم وارد خانه او شدند با دستان كاملًا سوختهاش مواجه گشتند . [ 1 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : عابدى در ميان بنى اسرائيل زندگى مىكرد شبها زنى ميهمان او بود مرد عابد بارها قصد دست اندازى به او را داشت اما هر بار يكى از انگشتان خود را بر روى آتش مىگرفت تا آنكه صبح مىدميد . هنگام خروج زن از منزل ، عابد به او مىگفت : ميهمان بد و آزار دهندهاى در خانهام بود . [ 2 ] امام باقر ( ع ) در حديثى مىفرمايند : روزى در قبر به پادشاهى جبار كه از دنيا رفته بود گفته شد مىبايست بر تو صد تازيانه از عذاب الهى نواخته شود و پادشاه ستمگر گفت من تاب تحمل آن را ندارم . فرشتگان عذاب هر چه عدد را پايين مىآوردند پادشاه اصرار داشت كه حتى طاقت تحمل يك ضربه را هم ندارد اما به او گفته شد اين ضربه جزاى آنروزى است كه بندهاى ضعيف و درمانده به تو پناه آورد اما به ياريش نشتافتى و از گناهانش در نگذشتى سپس فرشتگان تازيانهاى را به او فرود آوردند كه بر اثر آن قبر پوشيده از آتش شد . [ 3 ] وهب بن منبه مىگويد : مردى از بنى اسرائيل كاخ عظيمى را بنا نمود آنگاه اشراف مهتر را به طعامى فراخواند اما هر فقيرى را كه بر درب خانهاش حاضر مىگشت دست خالى برمىگرداند خداوند نيز آن آبادى را با ساكنينش در زمين فرو برد . [ 4 ] همچنين وهب مىگويد : كوچك و بزرگ در ميان بنى اسرائيل با چوبدستى راه مىرفتند چرا كه مىترسيدند به هنگام راه رفتن دچار خود بالندگى و نخوت شوند . [ 5 ] « عبدالاعلى ابن اعين » مىگويد از حضرت صادق ( ع ) پرسيدم نظر شما در مورد حديثى كه مردم آن را از زنان پيامبر اكرم ( ص ) نقل مىكنند چيست آن حديث اين گونه است : « حدث عن بنى اسرائيل و لا حرج تو را باكى نيست تا از بنى اسرائيل روايت كنى » حضرت در پاسخ فرمودند : آيا نشنيدهاى كه آن بزرگوار در جايى ديگر
هامش
[ 1 ] بحار - ج 14 - ص 492 .
[ 2 ] بحار - ج 14 - ص 492 .
[ 3 ] بحار - ج 14 - ص 493 .
[ 4 ] بحار - ج 14 - ص 493 .
[ 5 ] بحار - ج 14 - ص 494 .