بهتر مىدانى چگونه دعاى متناقض آنها را اجابت فرمايى . [ 1 ] امام صادق ( ع ) در حديثى فرمودند : مردى در ميان بنى اسرائيل زندگى مىكرد او ذكر « الحمدلله رب العالمين و العاقبة للمتقين » را زياد بر لب جارى مىساخت ابليس كه از كارهاى آن مرد به خشم آمده بود يكى از شياطين را نزد وى فرستاد تا به او القاء نمايد كه عاقبت از آن ثروتمندان است و نه پرهيزكاران . اختلاف ميان آن دو بالا گرفت تا آنكه شخصى در ميان آنها به دادرسى پرداخت و مطابق قرار ميان آن دو يك دست شيطان را بخاطر گفته نابخردانهاش قطع نمود . بار ديگر اختلاف آنها به محكمه كشيد تا آنكه دست ديگر شيطان نيز قطع گرديد . مرد خداپرست خداوند را بخاطر پيروزىاش در برابر شيطان سپاس گفت . اين بار نيز شيطان عقب نشينى نكرد تا آنكه قرار شد هر كس كه بر ضدش حكم شود گردن زده شود آنها به راه خود ادامه مىدادند تا آنكه به مجسمهاى رسيدند و از او كمك خواستند در اين لحظه دستان مجسمه بالا رفته و با ضربهاى كسى را كه مىگفت « العاقبة للاغنياء » گردن زد . در اين لحظه مرد پرهيزكار بانگ برآورد ، اينچنين است كه مىگويند عاقبت از آن متقين است . [ 2 ] امام باقر ( ع ) مىفرمايند : قاضى عادلى در ميان بنى اسرائيل زندگى مىكرد هنگاميكه وفاتش نزديك شد از همسرش خواست تا او را غسل و كفن نموده و صورتش را بپوشانند . زن نيز بعد از مرگ شوهر چنين كرد اما هنگاميكه پارچه را از روى شوهرش به كنارى زد ، دچار دهشت گرديد زيرا كرمهاى بسيارى را ديد كه مشغول خوردن بينى او هستند . همان شب در خواب علت امر را از همسرش پرسيد قاضى عادل به او گفت : روزى برادرت همراه فردى شاكى براى دادرسى وارد محكمه شدند من در دل از خدا خواستم تا حق را به نفع برادرت به اثبات رساند . دادرسى به همين صورت به پايان رسيد و من از استجابت دعايم خرسند گشتم اينك وضعيتى را كه در مورد من مىبينى بخاطر تمايل نفسانيم در آن مورد بخصوص نسبت به گردش حق در مورد برادرت مىباشد . [ 3 ]
هامش
[ 1 ] بحار - ج 14 - ص 488 .
[ 2 ] بحار - ج 14 - ص 488 .
[ 3 ] قصص راوندى - ص 180 و بحار - ج 104 - ص 276 و دعائم الاسلام - ج 2 - ص 533 و تنبيه .