درب غار معبدى به يادگار بنا نمايد و يهودى نيز قصد داشت كنيسهاى براى عبادت هم كيشانش برپا سازد . سرانجام ميان آنها جنگى درگرفت و عبدالرحمان فاتح آن نبرد گرديد . سخن اميرالمومنين ( ع ) كه به اينجا رسيد از دانشمند يهودى پرسيد آيا در تورات شما غير از آنچه من گفتهام بيان شده است ؟ يهودى گفت خير دقيقا با تورات ما مطابقت دارد . آنگاه به تبعيت از اسلام گردن نهاد . [ 1 ] امام باقر ( ع ) ضمن حديثى مىفرمايند : پيامبر اكرم ( ص ) بعد از فراغت از نماز خود در دل شبى ابوبكر ، عمر ، عثمان و على ( ع ) را نزد خود فرا خوانده و از آنها خواستند تا نزد اصحاب كهف رفته و سلام مخصوص ايشان را بدانها ابلاغ نمايند آنگاه بادى وزيد و آنها را در محل غار فرود آورد ابتدا ابوبكر بخاطر تقدم در سن و سپس عمر و عثمان هر يك جداگانه به طرف درب غار رفته و سلام پيامبر را به اصحاب كهف ابلاغ نمودند اما هيچ جوابى نشنيده و باز گشتند . اينك نوبت اميرالمومنين ( ع ) بود ، او نزديك غار آمد و گفت : السلام عليكم و رحمة الله و بركاته سلام بر شما باد كه خداوند دلهايتان را به يكديگر پيوند داد . من فرستاده رسول خدا بسوى شما هستم لحظهاى بعد از آنسوى غار صدايى به گوش رسيد كه مىگفت : و عليكم السلام يا وصى رسول الله ( ص ) و رحمة الله و بركاته . مقدمت را گرامى مىداريم ما دستور داريم با هيچكس جز رسول خدا و يا جانشين او صحبت نكنيم اين مطلب را به همراهانت نيز گوشزد نما . اميرالمومنين ( ع ) رو به ابوبكر و عمر و عثمان كرده و گفت آيا شنيديد ؟ آنها گفتند : بلى آنگاه باد پس از مدتى كوتاه آنها را نزد پيامبر اكرم ( ص ) حاضر گردانيد . رسول خدا ( ص ) به محض مشاهده آنها خطاب به همراهان اميرالمومنين ( ع ) فرمودند : آنچه را كه درباره على ( ع ) شنيديد و اقرار نموديد در حافظه خويش بسپاريد . [ 2 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : اصحاب كهف ايمان خود را از مردم كتمان مىداشتند و ظاهراً در كفرورزى با آنها همسويى مىكردند و اين كار براى آنها بسيار دشوار بود . [ 3 ] آنحضرت در حديث ديگرى فرمودند : سه نفر جهانگرد خداپرست در ادامه راه
هامش
[ 1 ] بحار - ج 14 - ص 411 و عرائس ثعلبى - ص 232 .
[ 2 ] بحار - ج 14 - ص 420 .
[ 3 ] بحار - ج 14 - ص 426 .