امام صادق ( ع ) فرمودند : روزى عيسى بن مريم ( ع ) با سه نفر از اصحابش از راهى مىگذشتند كه چشمشان به سه قطعه شمش طلا افتاد . عيسى خطاب به همراهانش گفت اين طلاها عدهاى را به كشتن خواهد داد چيزى نگذشت كه سه نفر همراه آنحضرت هر يك به بهانهاى از وى جدا گشتند آنها در محلى گرد يكديگر جمع شدند تا آن شمشها را ميان خود تقسيم نمايند دو نفر از آن گروه فرد سوم را مامور ساختند تا از شهر بر ايشان طعامى تهيه نمايد آن شخص در مسير خود مقدارى سم را به غذاى دوستانش افزود تا با به هلاكت رساندن آنها خود به تنهايى صاحب آن طلاها گردد از طرفى آن دو نفر نيز با يكديگر قرار گذاشتند در مراجعت فرد سوم او را به قتل رسانند تا سهم بيشترى عايد آنها گردد كمى بعد هنگامى كه آن مرد از شهر بازگشت آن دو نفر بر او تاخته و به قتلش رساندند . آنها خود نيز بر اثر خوردن غذاى مسموم به هلاكت رسيدند عيسى ( ع ) كه چنين اتفاقى را پيش بينى مىكرد بر بالينشان حاضر گشته و به اذن خداوند آنها را بار ديگر حيات بخشيد تا بدانند كه وعده عيسى بر حق بوده است . [ 1 ] امام باقر ( ع ) در حديثى مىفرمايند : هنگاميكه عيسى هفت ساله شد مادرش او را به مكتب فرستاد معلم در ابتداى درس از او خواست كه بگويد « بسم الله الرحمن الرحيم » عيسى نيز چنين كرد آنگاه از او خواست كه بگويد : ابجد عيسى از استادش پرسيد آيا شما مىدانيد ابجد يعنى چه ؟ استاد كه برآشفته شده بود خواست او را تنبيه نمايد اما آنحضرت در سنين طفوليت از وى خواست كه از تنبيه درگذرد تا خود به تفسير « ابجد » بپردازد آنگاه چنين فرمود : « الف » به معناى آلاء و نعمتهاى خداوند است ، « باء » به معناى بهجت و شكوه اوست ، « جيم » جمال خداوند و « دال » دين اوست . و اما « هوّز » ، « هاء » هول و ترس جهنم و « واو » ويل و چاه جهنم است و « زاء » نيز زفير و نعره آنست و « حطى » به اين معناست كه خداوند گناهان توبه كنندگان را خواهد بخشيد و « كلمن » يعنى كلام الهى كه هيچ تبديل و تغييرى در آن جايز نيست و « سعفص » يعنى پيمانه در برابر پيمانه و جزا در برابر جزا . و « قرشت »
هامش
[ 1 ] امالى صدوق - ص 152 و روضة الواعظين - ص 469 .