تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
عيسى ( ع ) از كنار كشتزارى مىگذشت مردم آن منطقه از وجود كرمهاى آفت زا در درون ميوه‌هايشان شكايت داشتند . عيسى ( ع ) به آنها سفارش كرد تا ابتدا آب را در پاى ريشهء درختان بريزيد آنگاه خاك را بر آن اضافه كنيد تا كرمها نتوانند در ميان درخت نفوذ كنند . [ 1 ] پيامبر ( ص ) در حديثى ديگر فرمودند : مردم منطقه‌اى كه رخساره‌اى زرد رنگ و چشمانى كبود داشتند از عيسى خواستند تا بدانها بياموزد چگونه از اين بيمارى نجات يابند ؟ آنحضرت در پاسخ فرمودند : بعد از اين گوشت مصرفى خود را قبل از پختن حتما بشوييد . [ 2 ] رسول خدا ( ص ) مىفرمايند : مردم ناحيه‌اى به عيسى ( ع ) بخاطر دندانهاى از هم پراكنده و صورتهاى متورمشان شكايت كردند آن حضرت در مقام نحوه معالجه آنها فرمودند : شما هنگاميكه مىخوابيد دهانتان را مىبنديد و به همين خاطر نفس در ميان سينه‌هايتان به غليان درآمده و چون راه گريزى ندارد داخل دهانتان شده و از آنجا نيز به انتهاى ريشه دندانها نفوذ پيدا كرده و باعث فساد آنها مىشود بهتر است براى جلوگيرى از اين عارضه هنگام خواب دهانتان را باز گذاريد . [ 3 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : عيسى مىگفت من به اذن خداوند مردگان را زنده مىگرداندم و امراضى مانند پيسى و كورى را شفا مىبخشيدم لكن هرگز نتوانستم حماقت افراد را اصلاح كنم . از آنحضرت سؤال شد منظور از احمق كيست ؟ عيسى ( ع ) در پاسخ فرمودند : كسى كه به خود مغرور است و همه فضائل را در جهت منافع خويش مىبيند و خود را صاحب حقى مىداند كه كسى بر او حقى ندارد براى علاج چنين شخصى هيچ دارويى وجود ندارد . [ 4 ] روايت شده است عيسى با جمعى از حواريون از كنار مردار سگى گذشتند همراهان او با گرفتن بينى خود از رايحه كريه آن حيوان اظهار نفرت كردند اما عيسى به آنها گفت : با اين وجود دندانهاى بسيار سپيدى دارد . [ 5 ] به عيسى بن مريم گفته شد چرا براى خود خانه‌اى بنا نمىسازى ؟ او در پاسخ گفت : بناهاى پوسيده پيشينيان ما را بس است . [ 6 ] روايت شده است روزى
هامش
[ 1 ] علل الشرايع - ص 574 . [ 2 ] علل الشرايع - ص 574 . [ 3 ] علل الشرايع - ص 575 . [ 4 ] اختصاص - ص 221 . [ 5 ] تنبيه الخواطر - ج 1 - ص 117 . [ 6 ] تنبيه الخواطر - ج 1 - ص 129 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 592 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى