عيسى ( ع ) از شدت سرما و رعد و برق آسمان به خانهاى پناه آورد اما زنى را در آنجا مشاهده كرد و از آن صرف نظر نمود سپس به غارى در دل كوه پناه برد اما در آنجا نيز با شيرى خشمگين مواجه گشت ، آنحضرت خطاب به پروردگار گفت : بار خدايا هر كس براى خود مأوايى دارد بجز پيامبرت ! در اين موقع خداوند به او وحى فرستاد كه خانه تو در جوار رحمت من است و روز قيامت صد حوريه بهشتى را به ازدواجت درخواهم آورد و در مراسم عروسيت چهار صد سال بار عام خواهم داد و به منادى عرش خطاب خواهم كرد كه فرياد زند كجايند زهد پيشگان عالم كه ببينند مراسم عروسى زاهدى بنام عيسى بن مريم است . [ 1 ] روايت شده است دنيا بطور كاملا مكشوف و به صورت پيرزنى با دندانهاى شكسته و آراسته به زيورهاى مختلف بر عيسى بن مريم رخ نماياند ، آنحضرت از او پرسيد تا به حال چند بار تن به ازدواج دادهاى ؟ دنيا گفت شمارش آن از دستم خارج است آنگاه عيسى پرسيد آيا تمام همسرانت مردهاند يا آنكه ميانتان جدايى حاصل گشته است ؟ دنيا پاسخ داد : هيچكدام بلكه همه آنها را كشتهام . آنگاه عيسى فرمود :
واى بر بقيه شوهرانت كه هم اينك در قيد حياتند ولى باز از تو حذر نمىنمايند . [ 2 ] گفته شده است روزى عيسى پيرمردى را ديد كه با بيلچهاى مشغول شخم زدن خاكهاست . آنحضرت ابتدا دست به دعا برداشته و گفت خدايا اميد را از دل او بيرون ببر . در اين لحظه پيرمرد براى مدتى دست از كار كشيد . سپس عيسى دعا فرمود خداوندا او را با اميدوارى پشت گرم فرما در اين لحظه كشاورز دوباره مشغول به كار شد وقتى آنحضرت علت اين كار وى را پرسيد پيرمرد پاسخ داد : مشغول كار بودم كه نفسم مرا خوانده و گفت تو به سنين پيرى پا نهادهاى ديگر نبايد تن به كار دهى و من بيلچهام را در گوشهاى نهاده و به استراحت پرداختم اما لحظهاى بعد مجدداً نفسم مرا مورد خطاب قرار داده و گفت براى ادامه بقا ناچار خواهى بود تا از دسترنج خودت استفاده كنى و در پى آن من به شخم زمين ادامه دادم . [ 3 ]
هامش
[ 1 ] تنبيه الخواطر - ج 1 - ص 132 .
[ 2 ] تنبيه الخواطر - ص 1 - ص 146 .
[ 3 ] تنبيه الخواطر - ج 1 - ص 272 .