عدهاى به رقاصى برخواسته و گروهى بشكن مىزنند و جمعى نيز جامهء خود را مىدرند . در اين لحظه شيطان به يحيى گفت من هرگاه از نفرين صلحا و پاكان رنجيده مىشوم نزد زنان مىروم تا دمى بياسايم . سپس ادامه داد با اين تخم مرغ خود را از آسيب نفرين مومنان برحذر مىدارم و با اين قلاب دلهاى پاكمردان را به طرف خود متوجه مىسازم سپس يحيى از ابليس پرسيد آيا تا به حال بر من چيره گشتهاى ؟ شيطان پاسخ داد : خير اما در تو خصلتى وجود دارد كه گاه باعث مىگردد نتوانى نمازت را بطور كامل به پا دارى و شبها را به زندهدارى مشغول گردى و آن صفت پرخورى است يحيى از همانجا با خداوند عهد كرد كه ديگر هرگز با شكم سير از طعام نخوابد تا به ديدار خداوند نائل آيد . شيطان نيز عهد كرد هرگز انسانى را نصيحت به راستى نكند تا پروردگار را ملاقات نمايد . [ 1 ] امام باقر ( ع ) مىفرمايند : همسر زكريا خواهر مريم بنت عمران بود . او از فرزندان « ماتان » است كه در آنزمان مهترى بنى اسرائيل را در اختيار داشتند زكريا از خداوند فرزندى را خواستار شد تا وارث او گردد
فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي . . .
[ 2 ] و [ 3 ] على بن الحسين ( ع ) مىفرمايند : با پدرم از مدينه خارج شديم او در هيچ منزلى فرود نمىآمد مگر آنكه يحيى بن زكريا را ياد مىكرد ايشان روزى به من فرمودند : از پستى و رذالت دنيا آنست كه سر يحيى بن زكريا به زنى هرزه از ولگردان بنى اسرائيل هديه گشت . [ 4 ] در كتاب احتجاج آمده است سعد بن عبدالله از قائم آل محمد پيرامون تفسير آيه
كهيعص
سؤال كرد آنحضرت فرمودند : هنگاميكه زكريا اسماء مبارك محمد و على و فاطمه و حسن عليهم السلام را بر زبان مىآورد تمام رنج و گرفتاريش از بين مىرفت اما آنگاه به نام حسين بن على ( ع ) مىرسيد بغض گلويش را مىفشرد و پيوسته ناله سر مىداد سپس آنحضرت فرمودند « كاف » به معناى سرزمين كربلاست و « هاء » همان هلاكت و شهادت عترت طاهره سالار شهيدانست و « ياء » به معناى يزيد و « عين » عطش امام حسين و « صاد » صبر آنحضرت مىباشد . گفته مىشود هنگامى كه زكريا حديث شهادت امام حسين ( ع )
هامش
[ 1 ] امالى طوسى - ص 216 .
[ 2 ] سورهء مريم - آيهء 6 .
[ 3 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 48 .
[ 4 ] مجمع البيان - مجلد 3 - ج 6 - ص 779 .