تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
آن زمان آنها را نشنيده بود . آسمان برآندو چهل شبانه روز گريست و خورشيد نيز به مدت چهل روز در هاله‌اى از سرخى خون طلوع و افول مىكرد . [ 1 ] موسى بن جعفر ( ع ) فرمودند : يحيى بن زكريا پيوسته مىگريست و كمتر خنده‌اى بر لبانش نقش مىبست در عوض عيسى بن مريم همواره تبسمى بر لب داشت و كمتر مىگريست و بايد دانست كارى را كه عيسى بن مريم مىكرد بسيار پسنديده‌تر از اقدام يحيى مىباشد . [ 2 ] در كتاب الكامل آمده است اولين كسى كه به عيسى بن مريم ايمان آورد يحيى بن زكرياست . مىگويند هنگاميكه يحيى در شكم مادرش بود به عيسى كه در شكم مريم بود ايمان آورد بعضى نيز مىگويند : او در سن سه سالگى به مسيح ( ع ) ايمان آورد . غذاى وى برگ درختان و نان جوين بود . مىگويند روزى ابليس به يحيى كه گرده نان جوينى در دست داشت گفت تو چگونه ادعاى زهد مىكنى با اين وجود گرده نانى را ذخيره كرده‌اى ؟ يحيى به او پاسخ داد : اى ملعون اين قوت و غذاى روزانه منست ؟ ابليس ادامه داد : كمتر از اين هم براى كسى كه مىخواهد بميرد كافيست در اين لحظه خداوند به يحيى وحى فرستاد تا در گفته شيطان بينديشد . [ 3 ]
هامش
[ 1 ] بحار - ج 14 - ص 182 . [ 2 ] كافى - ج 2 - ص 665 و مشكاة الانوار - ص 194 . [ 3 ] الكامل - ج 1 - ص 299 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 568 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى