اطراف خود را مىبيند 2 - روزيكه از دنيا مىرود و براى اولين بار جهان ديگر را مشاهده مىكند 3 - روزى كه از قبر برانگيخته مىشود و با احكام و قوانينى مواجه مىگردد كه مانندش را در دنيا نديده است . خداوند يحيى را در تمام اين سه مرحله ايمنى و سلامت بخشيده و ترس و فزع او را از بين برده است
وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
[ 1 ] همچنين خداوند عيسى بن مريم ( ع ) را نيز از خطرات اين سه عقبه نجات بخشيده است .
وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
[ 2 ] حضرت رضا ( ع ) مىفرمايند : ابليس از زمان آدم ( ع ) تا دوره عيسى بن مريم ( ع ) پيوسته نزد پيامبران رفت و آمد مىكرد او بيشترين آزار و ستم را در حق يحيى بن زكريا اعمال داشت مىگويند روزى يحيى از ابليس خواست تمام مكر و حيلهاى را كه براى گمراهى بنى آدم به كار بسته در مورد او نيز به كار گيرد . روز بعد يحيى از ميان منفذ درب خانهاش ابليس را مشاهده كرد كه صورتى مانند ميمون و اندامى بسان خوك دارد ، چشمانش از دو طرف دريده گشته و دندانهاى بسيار بلند در دهان دارد او چانهاى نداشت و داراى چهار دست بود كه دو عدد آن بر روى سينهاش و دو عدد ديگر بر روى شانهاش قرار داشت همچنين پى زانوى آن حيوان در قسمت جلوى پايش قرار داشت و انگشتانش از پشت روييده بود . او قبايى بر دوش انداخته و كمربندى بر ميان بسته بود بر آن كمربند نخهايى برنگهاى مختلف از آن جمله سرخ و زرد و سبز آويزان گشته بود . در دستش زنگى بزرگ قرار داشت و بر روى سرش تخم مرغى نهاده در درون تخم مرغ تكه آهنى به شكل قلاب آويزان بود يحيى كه از چنين وضعيتى متعجب گشته بود سؤال كرد آن كمربند چيست ؟
ابليس پاسخ داد چيزى است كه مجوسيان بر ميان مىبندند من آن را بر ايشان ابداع نمودهام . آنگاه ادامه داد آن نخهاى رنگارنگ وسايل زينت و آرايش زنان است تا بدان وسيله مردان را شيفته خود سازند و آن زنگ نشانه لذتى است كه براى ميگساران از طريق نواختن طبل و ناى و سرنا و سه تار بوجود مىآيد ، در اين ميان
هامش
[ 1 ] سورهء مريم - آيهء 15 .
[ 2 ] سورهء مريم - آيهء 33 .