ب : داستان اصحاب رسّ [ 1 ] و حنظله
داستان اين قوم در سوره فرقان آيه 38 و نيز سوره ق آيه 12 ذكر گرديده است .
هروى از ثامن الحجج ( ع ) و آنحضرت از حسين بن على ( ع ) اين گونه روايت مىكند :
سه روز قبل از شهادت پدرم مردى از اشراف تميم بنام عمرو نزد وى آمد و گفت :
پيرامون اصحاب رسّ و زمان و مكان زندگيشان و نيز پادشاه و پيامبرى كه هم عصر با آنان بود مرا با خبر سازيد و بفرماييد كه آيا آنان به عذاب الهى مبتلا گشتند يا خير ؟
آنگاه پدرم فرمودند : هيچكس به مانند من بر تفسير قرآن اشراف ندارد و بدان اين داستان را هر كس نقل نمايد به روايت و سند من خواهد بود . شما به زودى بر فقدان من پشيمان خواهيد شد چرا كه در سينهام دريايى از دانش و معرفت آرميده است
هامش
[ 1 ] « رسّ » به معناى چاهى عميق و قديمى است و مىگويند نام چاهى است متعلق به باقى مانده قوم ثمود كه پيامبر خود حنظله را در آن افكندند بعضى آن قوم را اصحاب سحق نيز ناميدهاند چرا كه زنانشان به يكديگر اكتفا مىكردند و مردان نيز به لواط بسنده مىنمودند . تفسير قمى - ج 2 - ص 465 و مجمع البحرين - ج 1 - ص 175 و 347 .