امام رضا ( ع ) مىفرمايند : نقش انگشترى سليمان اين جمله بود « سبحان من ألجم الجن بكلماته [ 1 ] منزه است خداوندى كه پريان را با كلمات خود به لجام كشيد » .
طبرسى مىگويد : خداوند بر سليمان وحى فرستاد كه من بر پادشاهى تو افزودم و بدان كه اخبار مختلف را باد قبل از هر كس به اطلاع تو خواهد رساند ، شياطين خوانى عظيم از ابريشم را به مسافت فرسنگها براى او مىگستردند و سليمان بر تختى از طلا در ميان آن مىنشست . در اطراف او سه هزار جايگاه از زر و سيم قرار داشت كه بر آن انبياء و دانشمندان تكيه مىزدند و گرداگرد آنها را انبوه مردم مىپوشانيدند و آخرين حلقه را جماعت شياطين و پريان تشكيل مىدادند . پرندگان نيز بر بالاى سر آن خيل عظيم سايه مىافكندند . [ 2 ] امام صادق ( ع ) فرمودند : اميرالمومنين در شبى قيرگون از منزل خارج گشت او با خود زمزمه مىكرد : در اين شب تاريك همهمهاى برپاست . امامى با شما سخن مىگويد كه پيراهن آدم ، انگشتر سليمان و عصاى موسى با اوست . [ 3 ] امام زين العابدين ( ع ) در حديثى مىفرمايند : كاكل و طرهاى كه بر روى سر چكاوك قرار دارد همان اثر دستان سليمان است .
مىگويند : روزى چكاوكى نر قصد كرد با مادينهاش درآميزد اما با ممانعت او روبرو گشت نرينه به او گفت ممكن است از ما بچهاى به دنيا بيايد و خداوند را حمد و سپاس گويد . مادينه نظر او را پذيرفت و بعد از مدتى آنها صاحب بچههايى شدند و براى آنها در كنار جادهاى آشيانه ساختند . روزى سليمان و سپاهيان از آن منطقه عبور مىكردند مادينه خطاب به همسرش گفت مىترسم كه لشكريان سليمان ما را زير پاى خود لگد كوب نمايند . اما شوهرش در پاسخ او گفت : سليمان مردى مهربان است و بر ما ترحم خواهد كرد . مادينه پاى ملخى را براى جوجههاى از تخم درآمده خود ذخيره نموده بود و پدرشان نيز خرمايى را براى اين منظور در اختيار داشت آن دو تصميم گرفتند كه تنها موجودى خود را پيشكش سليمان نمايند .
هامش
[ 1 ] عيون اخبار الرضا - ج 2 - ص 60 .
[ 2 ] مجمع البيان - مجلد 4 - ج 7 - ص 335 .
[ 3 ] كافى - ج 1 - ص 231 . اين حديث از زبان امام باقر ( ع ) نقل شده است .