فرشتگان الهى خطاب به آنها گفت : ثواب تك تك تسبيحات شما برتر از تمام آن چيزهايى است كه مىبينيد . [ 1 ] امام باقر ( ع ) فرمودند : سليمان قلعهاى داشت كه پريان براى او ساخته بودند در آن قلعه هزار حجره قرار داشت و درون هر حجرهاى يكى از همسران وى زندگى مىكرد . از ميان آن زنان هفتصد تن از كنيزكان قبطى بودند و بقيه از زنان اشراف و آزاده .
سليمان براى ساختن هر بنايى پريان را موظف كرده بود تا تخته سنگهاى بزرگ را از نقطهاى به نقطه ديگر حمل نمايند . روزى ابليس از آنها پرسيد : در چه وضعيتى بسر مىبرند ؟ آنها پاسخ دادند : طاقت از كفمان بيرون رفته است شيطان خطاب به آنها گفت : اينطور نيست چون شما در مسير برگشت به كارى مشغول نيستيد . باد صحبت ميان آنها را به اطلاع سليمان رساند و او از همان روز دستور داد تا پريان به هنگام بازگشت از محل كار گل و خاك را با خود حمل نمايند بار ديگر ابليس به سراغ پريان آمد و از كيفيت زندگى آنها سؤال كرد آنها پاسخ دادند : در روز كارى بسيار سنگين بر عهده ماست ابليس بدانها روى نموده و گفت : اينطور نيست چون شبها را به استراحت مىپردازيد . سليمان كه متوجه گفتگوى آنها شده بود دستور داد تا پريان را صبح و شب به كار وادارند . و اين وضعيت تا زمان رحلت سليمان ادامه داشت . مىگويند روزى سليمان همراه سپاهيانش مركب از آدميان و پريان براى استسقاء و طلب باران به بيرون شهر رفتند . در اين هنگام مورچهاى كه بالهايش را گشوده و دستانش را به آسمان بلند كرده بود لنگان از كنار سليمان گذشت . او در دعايش مىگفت : خداوندا من يكى از مخلوقات تو هستم و از روزى بىبهرهام ما را به خاطر گناهان انسانها مؤاخذه مفرما و باران رحمتت را به بار . در اين لحظه سليمان به همراهانش رو نموده و گفت : باز گرديد كه كسى غير از جنس شما شفاعتتان را نموده است . [ 2 ] امام كاظم ( ع ) فرمودند . تمام انبياء با عقل و درايت كامل آفريده شدند و بعضى از آنها بر بعضى ديگر از اينجهت برترى دارند . سليمان هنگامى به
هامش
[ 1 ] بحار - ج 14 - ص 72 و تفسير قمى - ج 2 - ص 238 .
[ 2 ] بحار - ج 14 - ص 72 .