معمول او جوى الك نكرده بود . [ 1 ] در كتاب قصص راوندى به نقل از امام صادق ( ع ) پيرامون آيه
اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً
[ 2 ] اى خاندان داود براى سپاسگزارى به فرمان خداوند عمل نماييد . » آمده است : آنها هشتاد مرد و هفتاد زن بودند كه پيوسته در محراب عبادت به اعتكاف روزگار مىگذراندند تا آنكه سليمان به نبوت و حكومت رسيد و خداوند جن و انس را تحت تصرف او در آورد و پادشاهان جملگى در برابر او زانوى عجز زمين زدند . هنگامى كه سليمان از جاى خود برمىخاست جن و انس و پرندگان به احترام او مىايستادند و آنگاه كه عزم مبارزه با دشمن را مىنمود جايگاهى رفيع را برايش بنا مىكردند به دستور او آن جايگاه توسط طوفان به هر نقطهاى كه اراده مىكرد منتقل مىشد . در اردوگاه جنگى او اسبان تندرو ، مردان كار آزموده و آلات جنگى معتنابهى به چشم مىخورد . مىگويند مسير رفت بادى كه در اختيار سليمان بود از بامداد تا نيمه روز يك ماه راه بود و مسير زمان زوال تا غروب آن نيز يك ماه [ 3 ] به عبارت ديگر باد در فاصله زمانى صبح تا ظهر مسير يك ماه را طى مىنمود و در فاصله ظهر تا غروب آفتاب نيز يك ماه راه را مىنورديد . از « اصبغ بن نباته » روايت گشته است كه سليمان بن داود بيت المقدس را به قصد مدائن ترك گفت ، در سمت راست او سيصد هزار تخت روان قرار داشت كه بر آن سيصد هزار نفر از سپاهيانش نشسته بودند و در سمت چپ او سيصد هزار تخت ديگر قرار داشت كه بر آن گروهى از جنيان تكيه زده و انبوهى از پرندگان بر بالاى سر آنها سايه افكنده بودند باد نيز مامور گشته بود آن كجاوههاى عظيم را تا مقصد حمل نمايد .
پس از مدتى سليمان و همراهانش به مدائن رسيدند و بعد از توقفى كوتاه به شهر اصطخر وارد شده و شب را در آنجا اردو زدند . بامدادان آنجا را نيز ترك گفته و در جزيره « برخاوان » كه ناحيهاى است در فارس رحل اقامت گشودند . ابتداى ورود باد آنها را به قدرى پائين آورده بود كه پاهايشان به سطح آب تماس پيدا مىكرد سپاهيان سليمان كه شوكت و مهترى وى را مىديدند با خود مىگفتند بىشك هيچ پادشاهى به اين درجه از عظمت و توانمندى نخواهد رسيد در اين لحظه يكى از
هامش
[ 1 ] دعوات راوندى - 142 .
[ 2 ] سورهء سبأ - آيهء 13 .
[ 3 ] بحار - ج 14 - ص 71 .