مردم عيسى را بخاطر نيرويى كه به دو بخشيدم خداى خويش خواهند خواند ، چه كسى را خواهى يافت كه بدرگاهم انابه و زارى نمايد و من او را از درب خانه خويش برانم . چگونه خداوند ، را تسبيح و تقديس نمىگوييد در حالى كه او شما را بيافريد و چرا گناهان را از قلب خود دور نمىسازيد گويا فكر مىكنيد هيچگاه نخواهيد مرد و دنيا هميشه پابرجا خواهد ماند ؟ ! 2 - سورهء دهم : اى مردم از آخرت غافل نشويد ، اگر لحظهاى در معاد و قيامت و آنچه براى معصيت كاران آماده شده است مىانديشيديد خندههايتان كم و گريههايتان افزون مىگشت اما اينك غفلت زدهايد ، بسيار مىگوييد و كمتر عمل مىكنيد ، به نشانهها و هشدارهاى الهى توجهى نداريد به پرندگانى كه ميان آسمان تسبيح مرا مىگويند نمىنگريد ؟ كه چگونه خداوند بخشنده و مهربان و خالق روشناييها روزى آنها را تامين مىنمايد .
3 - سورهء هفدهم : اى داود بدان كه خداوند زمين را براى محمد ( ص ) و امتش به ارث نهاده است آنها با تار و طنبور به تقديس خداوند نمىپردازند به بنى اسرائيل سفارش كن مال خود را از راه حرام كسب ننمايند زيرا كه در آنصورت نماز آنها را نخواهيم پذيرفت و به آنها بگو از پدر و برادرى كه در راه حرام گام بر مىدارند ، دورى گزينند ، اى داود براى قومت داستان آن دو مرد را كه در زمان ادريس زندگى مىكردند بازگو كه چگونه بهرهگيرى از مالى پر سود و بجاى آوردن فريضه نماز بر آنها مقرر گرديد يكى از آن دو به دوستش گفت : من امر خداوند در مورد نماز را مقدم مىشمارم و ديگرى گفت من با تجارت خود را در مسير اجراى امر الهى قرار مىدهم چيزى نگذشت كه عذاب الهى فرود آمده ، آن شخص و مال التجارهاش را تبديل به خاكسترى كرد . بر درب خانه او نوشتند بنگريد دنيا و ثروت اندوزى با انسان چه مىكند . يا داود ! هنگاميكه ستمگرى را ديدى در دنيا رفعت شأنى پيدا كرده است به او غبطه مبر چرا كه عاقبت او از دو حالت خارج نخواهد بود يا دچار ظالمى ديگر شده تا از وى انتقام بستاند و يا آنكه مىبايست پاسخگوى تبعات كار خود در قيامت باشد .
حال كه يقين داريد عاقبت ظلم افكندن يوغى از آتش بر گردن است پس به
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 500
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص٥٠٠